آرزوست / هارون انصاری

آرزوست

هارون انصاری

 ز این رهبران سُست عنصر دلم گرفت

 هم رزمان، همسنگران و دلیرانم آرزوست

 ملول گشت خاطرم از این همه ادعا و بیان

 وطندارانی چون امان، داوود و نجیبم آرزوست

 تا بکی دل بگیرید و چشم ها باشد پُر ز نم؟

 دهقانان، کارگران و استادانم آرزوست

 گر بگردی این شهر را کوچه به کوچه

 منافق بینی هر جا، مرا یک با ایمانم آرزوست

 این همه بیان فقط از مجاهد و جهاد بهر ملت

 مرا همان ویش زلمیان و دوستان با وجدانم آرزوست

 نگفت آن شیر شهید (نجیب)، عاقبت خواهید دید!

 مرا نکته ها و بیانات آن مرد مردانم آرزوست

Categories: اجتماعي سیاسي,شعرونه,صفحه دري