GANGLAND / مصطفی عمرزی

GANGLAND

(سرزمین جنایتکاران)

مصطفی «عمرزی»

برای بار نخست در کتاب «چهره های بی نقاب»، اثر سیدنی شلدون، با ابعاد منفی شهر هایی رو به رو شدم که در آن کتاب جنایی، در دل آسمان خراش ها، تیره گی های زنده گی مردم را مخفی نگه داشته اند.

سال ها قبل، تا زمانی که مفهوم دهکده ی کوچک جهانی، وسعت و تنوع رسانه ها را معرفی نمی کرد، می پنداشتیم هموطنانی که به خارج، به ویژه به کشور های مرفه رفته اند، با مشکل برای همیشه خدا حافظی کرده اند، اما پیوند های دوباره، گاه ما را در جایگاه حسدشده گان، مشکوک می کرد. مگر با سال ها زنده گی در خارج، چه کم دارند؟

سطح داشته هایی ما با معیار هایی محک زده می شوند که اگر در جهان سوم باشند، به همین حد به رسمیت می شناسند. حتی داشته هایی تحصیلی و شانی که ویژه ی این جاست، خارج رفته گانی را حسود می کرد که می پنداشتیم خیلی بلندتر از ما، رفته اند.

اکثراً پرسش هایی بی پاسخ می ماندند که شیوه ی زنده گی و سطح آگاهی را دنبال می کردند. طفره ها و ابهام پاسخ ها، از حقایق دیگری می گفتند که هیچ کسی حاضر به روایت واقعی آن ها نبود.

در آخرین بررسی ها در هند، از نارضایتی گسترده ی مردم از سینما، آورده شده است. این مساله، به بلند رفتن سطح تحصیل، ارتباط دارد. چند سال پس از حاکمیت ملا ربانی، سقوط اجتماعی، مجال می آفرید تا فلم هایی کوچه و بازاری، علاقه مندانی داشته باشند که همه چیز را برای تماشا، دنبال می کردند. آنان تفاوتی برای تعقیب دلقک یا رهبری قایل نمی شدند تا از درک ارزشمندی، فهم خوب و بد حاصل شود.

از مدخل باور به ارزش ها، به فضای ارزشمندی وارد شده ام. در این دنیا، هرچه بی معنی، سطحی و تقلیدی باشد، هزینه نمی کنم. در قحطی زده گی دنیای سینما که سوژه کم یاب می شود، تصویر مستند، جلوتر می رود. تنوع زنده گی واقعی با غم ها و خوشی ها در لحظه ها و لمحه هایی که در تار و گره اش، افت و خیز نهفته است، برای امثال من که مدام در پی اصلاح و طلب خیر اند، بهتر از بازیگری های تکراری ست که شاید با مدیریت کارگردان یک فلم هنری، از واقعیت ها، دور می شوند.

ذهنیت بد زنده گی در شهر های آسمان خراش، هنوز ناول جالب سیدنی شلدون (چهره های بی نقاب) را به یادم می آورد؛ نمای زیبا، اما با هزاران دردسر.

شبکه ی تلویزیونی «HISTORY» که بیشتر، فلم های مستند را نمایش می دهد، سلسله ی جالبی را تهیه می کند که با نام «GANGLAN»، شاید به کار دست اندرکارانی بیاید که با موج مهاجرت های آسیایی و افریقایی، دوست دارند از ضعف ها و دشواری هایی بگویند که با تصور آن، آینده ی مهاجری که آسیایش را در خواب های بلند می بیند، با موجودی بلندمنزل هایی برهم بخورد که می بیند توحش، حتی در مقام جهان اول، وجود دارد.

سلسله ی «GANGLAND»، دنیای جنایتکارانی را مستند می سازد که شاید در نوع خودشان، اما عین سناریو و بازیگرانی را نمایش می دهد که اگر در جهان سوم اند، فقط ظاهر، دین و قوم آنان تغییر می کنند.

هسته ی اکثر قسمت های سرزمین جنایتکاران با مواد مخدر، قتل، فساد اخلاقی و رقابت های باندیستی، به این تصور می انجامد که در دنیای ما، جایی که فراسوی زشتی ها باشد، وجود ندارد. در واقع، مفهوم عام خوبی و زشتی، در دو سویه ی کردار مردمانی شناخته می شود که بر اثر تضاد آن ها، تفکیک به میان می آید.

مستند «دنیای جنایتکاران»، روایت متنوع از زنده گی مردمان و توده هایی ست که برخلاف تصور ما، در شهر های بلندمنزل در احاطه ی آسمان خراش ها و تزیینات بی مانند و رویایی، مصروف کسب درآمد هایی اند که در مفهوم بد، حاصل می شوند.

اصلاً آسایش نوع کشور های مرفه، با حس یک نواخت و تجمع سرمایه، کسانی را تشویق می کند که در سایه ی معافیت و عواطف بشری مندرج در قانون، به حیاتی رو بیاورند که وقتی تماشاگر جلوه های زنده گی می شویم، تعجب می کنیم که چرا در جنب آسایش و رفاه، زنده گی غیر عادی مردم، شر می آفریند.

 ضرورت به فهم، با ایجاد وسعت نظر، در تنظیم اموری مهم است که در نوسان زنده گی در جهان سوم یا جهان اول، اما کمک می کند از حقایقی غافل نشویم که تعدادی سعی می کنند تفهیم شود، زنده گی در بلندی های رو به ابر، می تواند منظری باشد که در طبیعت از توجه به بلندی ها نیز سودی نمی بخشید.

هرازگاهی که در آرامش های مقطعه یی، طعم زنده گی را می چشیم، موج رفته گانی به ساحل می خورد که گمان می کردیم در آن جا، خوش تر اند. خوب است فراتر از یک قلم پردازی ادبی- اجتماعی، مثال بیاوریم.

تنقید مردم بر نقش دو هویتانی که به گمان عام در خارج خوب بودند، به این حس نفرت می افزاید که کسب درآمد در بی عدالتی های این جا را متمم زنده گی ای می کنند که هرچند اروپایی و امریکایی نیست، اما فارغ از دغدغه ی حیات ماشینی، چپ و راست را چرب و پروار کرده است. اگر زنده گی بهتر می داشتند، چرا دست در کاسه ی ما می کنند؟

بهترین کمک به مردم، تلاش در روندی ست که آنان را آگاه می کند. خوب است در رویای زنده گی بهتر که افغانان، مستحق ترین آن اند، از نمایی بگوییم که در جانب دیگر زنده گی، شباهت های کامل رنج و دشواری را نشان می دهد.

سلسله ی مستند «دنیای جنایتکاران»، از بهترین مستند هایی ست که چهره های بی نقاب مجرمان را افشا می کند. تماشای این مستند جالب، حکایت بی پرده از حقایق ناگفته ی بسیاری ست که اگر خوانده نشود، پس از بهای لمس دشواری، نرخ آن آشکار می شود.

با آن چه درک کرده ایم، حس می شود فراغت خاطر، اما آرمانگرایی انسان درمانده در جهان سوم، در هیچ کجایی وجود ندارد. در جهان اول، آثار قانون، در نظمی که داد و ستد را تسهیل می کند، ظاهر آرامش هایی ست که فقط با نمای آسمان خراش ها، اوج می یابد.

Categories: سینما او فلم,صفحه دري,مصطفی عمرزی