چرایی حمایت پاکستان، روسیه و چین از گروه طالبان؟

شمس حقجو

0 65

شدت و افزایش جنگ در سراسر کشور از سوی گروه طالبان نیازمند منابع مالی ، لوژستیکی و نظامی است که گروه طالبان به تنهایی و از منابع داخلی خود چون تولید و قاچاق مواد مخدر و اخذ اخاذی های اجباری قادر به تأمین آن نیستند و این کشور های حامی این گروه است که طالبان با ایجاد روابط با آنها و وفق دادن سیاست های خارجی آنها در محور سیاست های خود آن را تامین میکنند. ولی آنچه در این نوشتار در پی پاسخ آن هستیم این است که کشور های منطقه چون پاکستان، چین و روسیه در پی چی منافع اند که گروه طالبان را مورد حمایت خود قرار میدهند.

۱- پاکستان و طالبان: بحث روابط و همکاری گروه طالبان با پاکستان از جایگاه خاص برخوردار است . در واقع این پاکستان است که گروه طالبان را بطور جدی حمایت نموده و از آن بهره برداری میکند. طالبان قبل از تبدیل شدن به یک گروه، طلاب مدرسه در قندهار بودند که به دست ملا عمر رهبری می شد در اوایل سال های ۱۹۹۳ نخستین بار از طریق روابط خود با شاخه ای از جمعیت علمای اسلام و حزب سیاسی دیوبندی پاکستان به رهبری مولانا فضل الرحمن با رهبری سیاسی پاکستان وارد مذاکره شدند . فضل الرحمن شریک سیاسی بی نظیر بوتو زمینه تماس طالبان را با تورن جنرال نصیر الله بابر وزیر داخله حکومت بوتو فراهم کرد و سازمان استخبارات پاکستان این گروه را از آن جهت  که حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار در افغانستان دیگر توان ایجاد یک دولت با ثبات طرفدار پاکستان ندارد مورد حمایت مالی ، تجهیزاتی و بشری قرار دارد تا برای تحقق اهداف استراتژیک خود از آنها استفاده ببرد. اهداف استراتیژیک پاکستان را میتوان در چند مورد خلاصه کرد نخست این که پاکستان پی ایجاد رژیم دوست و اسلام گرا در کابل است تا به احساس ناامنی دائمی پاکستان نقطه پایان گذاشته و یا مانع نفوذ دولت های متخاصم چون هند در مناطق قبایلی در غرب این کشور شود و حکومت افغانستان از روابط بسیار نزدیک و عمیق با دهلی جدید پرهیز کند. دوم این که پاکستان همواره از ادعا های حکومات افغانستان در مورد خط دیورند نگرانی داشته و آن را تهدید بالقوه علیه خود می شمارد بنابراین ارتش پاکستان با روی دست گرفتن سیاست های تهاجمی و ایجاد حکومت طرفدار خود میخواهد مسئله خط دیورند را یکطرفه و آنرا به زباله دانی تاریخ بفرستد.سوم این که پاکستان تلاش بر آن دارد تا سیاست های خارجی و داخلی افغانستان طوری اتخاذ شود که در آن منافع حکومت پاکستان در نظر گرفته شود وبا هم سویی و تحت نظر این کشور جامع عمل بپوشد. بناءً پاکستان در همسوی با سیاست خارجی خود در قبال افغانستان طالبان را مورد حمایت خود قرار داده و تا توان داشته باشد دست از حمایت این گروه بر نمی دارد و روابط خود را با این گروه مستحکم نگه خواهد داشت.

چین و طالبان : جمهوری خلق چین از نفوذ افراط گرای در این کشور و مداخله کشور های دیگر به آن در هراس است.چین پیش از ۴۰ میلیون جمعیت مسلمان در منطقه سین کیانگ هم مرز با افغانستان دارد که با تدابیر شدید در پی کنترول آن میباشد با چنین رویکرد توسط این کشور گروه های شبه نظامی علیه حکومت چین از این مناطق فعالیت میکنند که در هماهنگی با گروه طالبان و حرکت اوزبیکستان قرار دارند. حرکت ترکستان شرقی (اویغور ها) در ولایت های شمالی افغانستان  در تبانی به گروه طالبان  فعالیت دارند  گرچه این حرکت تا به حال تهدید علیه چین نبوده است اما در دراز مدت میتواند امنیت چین را تهدید کند. اما چینی ها در صدد آن هستند تا با استفاده از گروه طالبان عملکرد این گروه را در داخل افغانستان و خارج از آن تحت الشعاع خود قرار دهند و از گسترش آنها جلوگیری نمایند. بناءً این کشور هم از سیاست های پاکستان در مورد طالبان حمایت میکند و هم خود این کشور این گروه را بطور غیر مستقیم مورد حمایت قرار میدهد.

روسیه و طالبان: در اوایل زمانی که گروه طالبان ظهور نمودند روسیه این جریان افراطی را تهدیدی به منافع خود و منطقه می دانست و از جبهه مقاومت به رهبری احمد شاه مسعود حمایت می کرد. با رویداد یازده سپتامبر روسیه هم سویی با آمریکا را اختیار کرده و با این گروه داخل مقابله شد اما بعد ها اختلاف نظرها در میان روسیه و آمریکا بر سر اوکراین ، جنگ سوریه  ، عدم مبارزه پی گیر آمریکا در مقابل تروریزم  و برخی موضوعات  دیگر، تنش ها میان آمریکا و روسیه صحفه جدید ازتحولات را در منطقه باز کرد. بنابرین روسیه با استفاده از جمهوری های تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان بعد از سال ۲۰۱۰ میلادی کوشید دریچه های را با گروه طالبان در ولایت های شمالی کشور برای ایجاد ارتباط  بگشاید که این روند بدون پا درمیانی استخبارات پاکستان نمی توانست موفقیتی به همراه داشته باشد تا با ایجاد روابط با این گروه امنیت روسیه را از راه دو تامین و در مسئله اوکراین ، سوریه در مقابل آمریکا دست بالای پیدا کند.از طرف روسیه حضور امریکا در افغانستان را تهدید بالقوه برای امنیت و منافع خود در منطقه تلقی کرده و در صدد آن است تا به هر صورت ممکن زمینه خروج آمریکا را از افغانستان مساعد سازد . طوری که این خروج با فرازو نشیب و ناکامی به همراه باشد . این کشور بطور غیر مستقیم از طریق برخی کشور ها گروه طالبان را تمویل و تجهیز می کند تا شکست آمریکا را در افغانستان نظاره گر باشد.

حالا طالبان با بهره برداری از این کشور ها توانسته اند که به شدت جنگ در افغانستان بی افزایند اما آنچه به عنوان راه حل میتوان پیشکش شود روی دست گرفتن سیاست کثیرالمحوری دولت جمهوری اسلامی افغانستان است تا بواسطه آن بتواند این کشور ها را قانع سازد که منافع آنها میتواند در یک دولت جمهوری و دموکراتیک بهتر تمثیل شود نه امارت که به هیچ یک وعده خود پایبند نیستند.

Leave A Reply

Your email address will not be published.