چرا ادامه جنگ پس از امضاء توافقنامه بین آمریکا و طالبان؟

عارف نظری

0 36

طالبان بعد از سقوط رژیم خود در سال ۲۰۰۱ با جنگ ، تنها وسیله که در دست دارند در تلاش اند تا این رژیم را یکبار دیگر روی کار بی آورند، اکنون که پروسه صلح تا حدی پیش رفته و این گروه با آمریکا به یک توافق دست یافته اند میدان جنگ را خالی از نیرو های خارجی دیده  با پیش کردن گزینه های اختلافی در مذاکرات دوحه پروسه صلح را بن بست مواجه نموده و به شدت جنگ های خود در سراسر کشور افزوده اند تا بتوانند یکبار دیگر امارت خود را بر مردم افغانستان  بعد از خروج نیرو های خارجی تحمیل نمایند اما آنچه واقعیت عینی است تحمیل امارت بعد از خروج نیرو های خارجی ادامه جنگ است. طالبان میخواهند تا عملکرد تاکتیکی یعنی ادامه مذاکرات بطور وقفه ای در دوحه و شدت جنگ در میادین جنگ و شدت بخشیدن آن بعد از خروج نیرو های خارجی یکبار دیگر امارت خود را روی کار بی آورند اما دلایل بی شمار وجود دارد که طالبان قادر به تحمیل امارت خود نخواهند بود و پافشاری آنها بالای این گزینه ادامه جنگ است. در این نوشتار به چند ازاین دلایل پرداخته خواهد شد.

۱- عدم توافق حکومت با گروه طالبان: طالبان حکومت کابل را به رسمیت نمی شناسند و همواره تلاش نموده اند تا خود را نماینده مردم افغانستان تلقی کنند در حالی که حکومت فعلی از مشروعیت ملی و بین المللی برخوردار بوده و دارای ساختار های محکم سیاسی و نظامی میباشد و قادر به مهار جنگ در صورت شکست پروسه صلح است. این بدین معنی است که گروه طالبان به هر میزان که خواسته باشند با یکجانبه گرایی قدرت را به دست بگیرند و حکومت فعلی را منتفی و نظام جمهوریت را نابود کنند با واکنش های داخلی و هواداران نظام جمهوریت مواجه خواهند شد. واکنش های داخلی در مقابل یک جانبه گرایی طالبان سبب خواهد شد که جامعه جهانی بخصوص ایالات متحده آمریکا بر توافق خود با گروه طالبان تجدید نظر کند که  این طور طالبان به یک شکست تاریخی مواجه خواهند شد.

۲- عدم موافقت احزاب سیاسی با گروه طالبان: طالبان احزاب سیاسی را به رسمیت نمی شناسند و خواهان حکومت امارتی خود در محور یک شخص بنام امیر المومنین هستند. مورد که جایگاه احزاب را به کلی منتفی و بحث دموکراسی و حکومت مردم سالاری را از میان برمیدارد. در حالی که احزاب چون حزب جمعیت اسلامی ، حزب وحدت اسلامی و حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان و سایر احزاب از قدرت بالا و نفوذ مردمی در سمت شمال و شمال غرب کشور برخوردار اند. پافشاری گروه طالبان به خواسته های خود نادیده گرفتن جایگاه این احزاب و یا دست دوم شماردن این احزاب بحران جدید را در مقابل طالبان ایجاد خواهد کرد به مانند دهه های ۷۰ که این احزاب توانستند با قدرت مردم خود حکومت مجاهدین را بنیان گذاری نمایند.

۳- عدم موافقت اقشار مختلف جامعه با گروه طالبان: طالبان گرچه در جنوب کشور توانسته اند برای خود پایگاه کاذب مردمی  ایجاد کنند اما این پایگاه مردمی مختص به هواداران شان بوده و تمامی مردم افغانستان را شامل نمیشود همان گونه که در سال های ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ این گروه با موج از اعتراض های مردمی مواجه شدند و مقاومت مردم زیر پرچم احزاب سیاسی در مقابل رژیم این گروه شکل گرفت. طالبان امروز نه تنها که به خواسته های مردم احترام نمی کنند که خواسته های آنها را اصلاً مدنظر ندارند این مورد سبب خواهد شد که تحمیل جنگ بالای مردم موج از جنبش های مردمی جدید را علیه گروه طالبان شکل بدهد که این گروه قادر به مهار آن نخواهند بود.

۴- جامعه جهانی و بازنگری بالای گروه طالبان: گرچه امروز جامعه جهانی در تلاش است با بخشیدن پرستیژ سیاسی به گروه طالبان این گروه را برای صلح تشویق کند اما ادامه جنگ و یک جانبه گرایی گروه طالبان سبب خواهد شد که جامعه جهانی و ایالات متحده آمریکا بالای توافق  که با گروه طالبان داشته است تجدید نظر کند . زیرا امارت اسلامی به هیچ وجه قابل قبول برای جامعه جهانی نبوده زیرا آزادی های فردی و حقوق بشری را کاملاً از میان بر میدارد و این سبب خواهد شد که طالبان و دیگر گروه های تروریستی همدست آنها همچنان تهدید برای جهانیان باقی بمانند.

تحمیل امارت بعد از خروج نیروهای خارجی بوسیله جنگ بر مردم افغانستان همان طور که گفته شد از یک طرف ادامه جنگ است و از طرف دیگر محال خواهد بود. زیرا طالبان هرگز قادر نخواهند شد که یکبار دیگر امارت خود را بنیان بگذارند در کنار آن این گروه با موج از واکنش های مردمی و جهانی مواجه خواهند شد که در نهایت جانس طلایی را که طالبان امروز در دوحه بدست آورده اند از دست میدهند و ممکن برای این گروه یک جانبه گرایی شان به مانند سال های ۲۰۰۰ باعث نابودی کاملاً آنها شود.

Leave A Reply

Your email address will not be published.