یک تعداد میفرمایند که  قاسم باز سخت مینویسد!؟

قاسم باز

0 64

   ۲۰۲۰ /۲۱/۷

یک تعداد میفرمایند که  قاسم باز سخت مینویسد ؟ !
جنابان ! من سحت نمی نویسم ، بلکه میخواهم دروغګویان را رسوا کنم. !

جناب محترم داکتر صاحب عزیز شمس ! تشکر از نوشته عالی و پر محتوا تان.
دفاعیه من و یک تعداد بزرګان دیګر این ویب سایت پر بیننده از مرحوم داودخان، شکل وکیلا مدافع نداشته بلکه ما میخواهیم  بخاطر ادعاهای دروغین و افترات بعضی عقدیها انهم بخاطرروشن ساختن بعضی زاویه های تاریک و مبهم تاریخ معاصر افغانستان را با اسناد و شواهد دست داشته خود  روشن نموده ، خدمت خوانندګان ویب سایت افغان – جرمن انلاین، فیسبوک و تیوتر همرای هموطنان خود شریک سازیم.
ثانیآ: بخدمت شما محترم و بزرګوار باید به عرض برسانم ، نظر به فرموده شما هم  داودخان و هم میوندوال هر دو ایشان بزرګواران کشور اند ، که امروز مردم بالای کارنامه های انها قضاوت میکند.
قضاوت دو نوع است، یکی قضاوت با اسناد و شواهد است و دیګری قضاوت خیالی و تصوری است، قضاوت خیالی و تصوری از ذهن افراد منشا میګیرد که یک شخص از فکر و دماغ خود می تراشد.. انهایکه در قتل؟ و خود کشی میوندوال حدث و ګمان دارد و تصور میکند که مرګ میوندوال به هم تبانایی مرحوم داودخان انجام یافته به این معنی که داودخان از میوندوال خطر بلفعل و بلقوه احساس میکرد و داودخان شاید بهمین خاطر وی را به نام کودتا زندانی وبعد از بین برد یک ادعا طفلانه ، بی باکانه وغیر اخلاقی است. من بخاطر رد این ادعای خیالی، تصوری و بی معنی یک تعداد طرفداران مرحوم میوندوال را در لینک ذیل غرض روشنی بهتر این موضوع پیچیده و مبهم خدمت هموطنان بکمال احترام تقدیم میدارم .
اینک کست صوتی اعترافات متهمین کودتاچیان کودتا محمد هاشم میوندوال سابق صدراعظم و ریس حزب مساوات.
https://soundcloud.com/qasim-baz/ihpvoxb3yous
میوندوال در زمان وقوع تحول ۲۶ سرطان نه حزب مقتدر و قوی داشت و نه هم چندان محبوبیت فوق العاده در بین عوام الناس مردم افغانستان، که داودخان از وی حراس داشته باشد .  داودخان شاید از شهید نوراحمد اعتمادی، شهید موسی شفیق، مرحوم داکتر محمد یوسف خان، مرحوم جنرال عبدالولی در انوقت  حراس داشته باشد ولی به هیچ صورت از میوندوال نداشت. بخاطریکه میوندوال دوست روزګار بد خانه نشینی محمد داودخان بود.
من شخصآ به مرحوم میوندوال کدام مشکل شخص، فامیلی، عقیده وی ، پل و پلوان شریکی ندارم. مشکل من به یک عده طرفدران و  دوستان ، دروغګو و بی خبران مرحوم است که سنګ طرفداری میوندوال را به سینه میزند و به نوشتهای دروغین و دور از حقیقت مرګ میوندوال را به داودخان می چسپاند . داودخان اګر دیکتاتور میبود و دشمنان خود را قلع و قم میکرد، وی در قدم اول باید داکتر محمد یوسف خان را می کشت، بخاطریکه داکتر محمد یوسف خان و دیګر اعضای کابینه وقت صدارت وی اشخاص بودند که همرای داودخان بالای تغیرنظام سلطنتی از مطلقه به مشروطه و تغیر قانون اساسی به یک تفاهم رسیده یکدست بودند ،  ولی در اخیر همان دوستان و یا واضح بګویم که ان وزیران دوره صدارت داودخان در اخیر کار انها بخاطر چوکی و مقام از هدف اصلی خود منصرف و با اضافه نمودن ماده  مزحرف ۲۴ بخاطر حفظ مقام و چوکی از دوستی، رفاقت، قول و وعده  خود به مرحوم داودخان منحرف شدند و در سنګر جبهه مخالف داودخان قرار ګرفتند، اګر داودخان می کشت  باید جنرال عبدالولی را می کشت.که در اینده به وی کدام مشکل ایجاد نکند. اګر داودخان می کشت میر محمد صدیق فرهنګ و سید قاسم ریشتیا را می کشت انها اشخاص بودند که به اضافه نمودن ماده مزحرف ۲۴ قانون اساسی که منجر به سلب حقوق سیاسی و مدنی داودخان از روز تصویب قانون اساسی سلطنت مشروطه ؟ الی تاریخ ۲۷ سرطان ۱۳۵۲ زیر پا کردند، داودخان اګر می کشت در قدم اول  محمد موسی شفیق را باید می کشت، بخاطریکه محمد موسی شفیق اولین صدراعظم بود که همرای نهضت جوانان مسلمان ارتباطات تنګاتنګ داشت، همچنان اقای شهید شفیق یګانده صدراعظم بود که میخواست از روسها دوری و متمایل  به غرب بود. بهر صورت. اینکه میوندوال در محبس دهمزنګ توسط نیکتایی خود را اویزان کرده یا توسط لت و کوب؟ کشته شده هیچ کس تا این حال نمی داند. که حقیقت موضوع چیست.  امروز یک عده  طرفدران میوندوال ادعا دارد و ګاهی هم میفرماید  که قاتل ؟ میوندوال ، صمد اظهر ، ګاهی عبدالقدیر نورستانی ، ګاهی فلانی صاحب منصب و ګاهی فلانی ؟ شخص است  قابل سوال است.؟ هیچ کس با شمول برادرزاده  خانم مرحوم میوندوال، اقای داود  ملکیار که امروز بحیث وارث اصلی میوندوال بیرق وی را بلند نموده  تا این دم نمی داند که علت مرګ میوندوال لت و کوب؟ بود یا خودکشی.! چنانچه جناب اقای داود ملکیار در ویب سایت افغان جرمن به ان اشاره نموده میفرماید. (( « باید علاوه کنم که با وجود این تلاش ها ، تمام این قضیه هنوز هم صد در صد برایم روشن نشده است،» )).
راست ګفتند که دروغګو حافظه ندارد . !
ګیلایه من از یک تعداد طرفدران میوندوال این است  انهایکه تا حال بشکل درست و حقیقی نمی داند که میوندوال خودکشی نموده یا توسط کدام شخص به تقل ؟ رسیده چرا حکم قاطع میکند. اصلآ در محبس دهمزنګ از متهمین قضیه کودتا میوندوال یک ورق سوال و جواب صورت نګرفته تحقیق از متهمین در وزارت داخله صورت میګرفت. انها بعد از تحقیق دوباره به محبس دهمزنګ انتقال میافت. شهید داودخان در جریان تحقیق از متهمین دوبار به غوث الدین فایق  وظیفه داده تا به وزارت داخله رفته شخصآ از میوندوال و چند متهم دیګر از رویه و برخورد مستنطیقین تحقیق با متهمین  باخبر شود، هر دو باریکه غوث الدین فایق به وزارت داخله رفته میوندوال از رویه مستنطیقین و هیت تحقیق رضایت نشان داده.
( مراجعه شود به کتاب غوث الدین فایق ، راز را که نمی خواستم افشا کنم افشا کردم ) ولی بکمال تاسف نه ، بلکه بکمال خوشبختی داود ملکیار رفتن غوث الدین فایق  را به وزارت داخله انرا بشکل نادرست افترا امیز که ګویا غوث الدین فایق نیز به وزارت داخله رفته متهمین را لت و کوب مینمود. داود ملکیار به این ګونه نوشتها بی اساس و بی مفهوم واقعآ حیثیت خود و میوندوال را در بین مردم جرحه دار ساخته  و به الزامیت میوندوال جامه عمل می پوشاند.
همچنان از خوانندګان این ویب سایت  میخواهم لطفآ لینک ذیل، مصاحبه محترم پاچاګل  وفادار وزیر سرحدات زمان جمهوریت است بکمال دقت در مورد جریان تحقیق میوندوال بشنود.

https://www.youtube.com/watch?v=Nz1xtovRk4Q

پس نظر به شواهد عینی و دست داشته خود به جرات مینویسم که در جریان تحقیق میوندوال هیچ وقت ان مرحوم بشمول ، عبدالرزاق خان ، مرستیال صاحب خان محمدخان ، ډګروال ماما زرغونشاه خان و پدر داود ملکیار جنرال سلام خان ملکیار کاکا وی جنرال عبدالجبارخان ملکیار، جنرال نیک محمد خان سهاک، جنرال ناصری و یک عده دیګر هیچوقت مورد لت و کوب هیت تحقیق قرار نګرفته البته دو سه نفر صاحبمنصبان پاین رتبه ان کودتا در اول تحقیق شاید لت و کوب شده باشد ولی تمام انها نی. این یک ادعای خیالی و تصوری یک عده خیال بافان مانند ملکیار است ، وی درسابق نیز اینګونه ادعاهای بی مسولیتانه نموده و تا حال مینماید. از قبیل ناخون کشیدن میوندوال در وقت تحقیق که مستنطیقین از دست وی کشیده وووو.. ولی وقتیکه از خانم میوندوال در یک مصاحبه پرسیده شد ان خانم محترم چنین اظهار داشت. «  وقتیکه دستهای میوندوال را دیدم مانند سابق نرم و تمام ناخونهای دست شان سالم بود.»
اقای داود ملکیار مدعی ګردیده که وی در مورد قتل؟ میوندوال کتابی نوشته ، من به جناب اقای ملکیار میګویم که جناب اقای داود ملکیار کتاب نوشتن کار مشکل نیست . مشکل حقیقت است که در کتاب ګنجانیده شود .
این درست است که وطن و زادګاه میوندوال افغانستان بود و است ولی امدن میوندوال در انوقت حساس تحول ۲۶ سرطان از امریکا به کشورهای اروپایی بخصوص رفتن وی نزد دشمن سرسخت دیرینه اش مانند صدیق فرهنګ به بلګراد که وی یکی از دشمنان قسم خورده مرحوم داودخان بود، و بعد از بلګراد رفتن وی به بغداد مرکز کشورعراق  نزد  دشمن دیګر داودخان و شخص خودش در وقت دهه دیموکراسی  یعنی خلیل الله خلیلی که خوشبتانه وی در بغداد نبود و میوندوال سه روز و شب را در خانه وی سپری نموده بود، سوال برانګیز نیست.؟ عقل سلیم و سالم حکم میکند که به ان عجله امدن میوندوال بکابل و در راه ، توقف های بیجا وی همرای دشمنان محمد داودخان و دشمنان شخصی وی در دوره دهه دیموکراسی چی معنی خواهد داشت.؟ در کشور چیلی وقتیکه بر ضد منافع امریکا کودتا نظامی صورت ګرفت ، حکومت امریکا به عجله توسط سی ای ای  دست بکار میشود و کودتا اول را بعد از چند روز ناکام میسازد ، سازمان استخباراتی امریکا بعد از ناکامی کودتا اول در کشور چیلی چندین کودتا ها دیګر را یکی پشت دیګر در ان کشور سازماندهی میکند تا اینکه بلاخیره دولت امریکا کودتا را به پیروزی میرساند که ذعما ان کودتا منافع امریکا را در ان کشور تامین نمود. امریکایها بعد از تحول ۲۶ سرطان در ان زمان میخواست عین سناریو مانند کشور چیلی را در افغانستان به معرض اجرا بګذارد که خوشبتانه هر پلان و توطیه  شان در همان زمان از طرف دولت انوقت کشف و خنثا ګردیده ، یک تعداد اعضای وعاملین ان  کودتاها دستګیر و عده  شان  قرار را به فرار ترجیح دادند.  بعد از ناکامی کودتا میوندوال در افغانستان امریکایها باهمدستی کشور پاکستان که دوست و هم پیمان امریکا بود بنام کودتا های اخوانیان را یکی پشت دیګر بر ضد حکومت داودخان به راه انداخت که خوشبختانه ان کودتا یک پشت دیګر افشاه و خنثا ګردیدند.
وقتیکه کودتا میوندوال در افغانستان کشف و میوندوال خودکشی یا قتل؟ شد،  در انوقت در شهر نیویارک یک مجلس از طرف امریکایهای تشکیل شد که در ان مجلس چند نفر محصل افغان انوقت  نیز اشتراک نموده بود، امریکایهای واضحآ در ان مجلس ګفته بود که ما به هر قسم که شود انتقام میوندوال را از حکومت افغانستان میګیرم این موضوع را جناب واحد کریم که در انوقت در امریکا سفیر بود به مرحوم داودخان ګفته بود ، مرحوم داودخان به واحد کریم ګفته بود که در این حالت ما نمی توانیم در چند جبهه بجنګیم .یکی از ان جمله محصلین درهمین امریکا زنده و سلامت است وی هم شخصآ این موضوع را به مرحوم داودخان ګفته بود.به اصطلاح ایرانیان یک عده ….شیر میګوید.
ګیلایه من از داکتر صاحب شمس در اینست، ای کاش داکتر صاحب در نوشته خود چنانچه در دو جا نقل قولهای  طرفداران میوندوال یکی بنام میرویس میوندوال و دومی اقای نجیم اریا و محمد طاهر اسلم یار را در نوشته پرمحتوا خود جای نمی داده. وی به ذکر این دو، سه ماخذ جانب دار و دو نقل قول مخالفین مرحوم محمد داودخان نوشته خود را کم رنګ ساخت. اګر وی این کار را نمیکرد. درانوقت ما و خوانندګان به خوبی میدانستیم که واقعآ نوشته داکتر صاحب شمس واقعیبنانه و بی طرفانه است. ولی بدبختانه جناب داکتر صاحب شمس نقل قول محمد طاهر اسلمیار که وی مینویسد ، مرحوم میوندوال نیکتایی نداشته ،. دور از حقیقت و خلاف واقعیت است ، به این معنی هیچ شخص دانا ، با وجدان و با ضمیرقبول نمیکند که مرحوم میوندوال به دیدن ریس جمهور کشور ان هم محمد داودخان در وقت رسمی به داخل قصر ګلخانه دفتر ریاست جمهوری بدون دریشی شیک و نیکتایی رفته نباشد، میوندوال شخص شیک پوش با سلیقه بود وی نورمهای دیپلوماتیک را از ۹۹،۹۹ فیصد مردم افغانستان خوبتر میداست. نبی عظیمی شخصیکه وی را از منزل شان تا ارګ و بعدآ به محبس همراهی نموده در کتاب خود  مینویسد: وقتیکه من بجناب میوندوال ابلاغ نمودم که شما را داودخان به ارګ خواسته میوندوال از من وقت خواسته تا دریشی خود را بپوشده ، وی برای من یک ګیلاس جوس تعرف نمود ، بعد از لباس پوشیدن در موتر همرای من نبی عظیمی یکجا نشسته از خانه برامده.، در اینجا نوشته محمد طاهر اسلمیار جز جفنګ چیزی دیګری نیست. امروز شهید داودخان و مرحوم میوندوال در بین ما وجود ندارد. که به یکدیګر خود ګیله ګذاری کند . من به هردو شان دعا میکنیم که هر دو شانرا خداوند بزرګ بیامورزند. امین.
جناب داکتر صاحب شمس در نوشته خود به نقل قول جناب اقای نجیم اریا که وی نیز یکی از طرفداران سر سخت میوندوال و در ضمن معاون حزب مساوات در وقت صدارت مرحوم میوندوال یکی از مامورین عالیرتبه انوقت بود  وی نه جسد میوندوال را دیده نه در انوقت داخل محبس دهمزنګ ګردیده که از جریان خودکشی و یا قتل ؟ میوندوال چشم دیدی داشته باشد وی هم مانند داود ملکیار در نوشته خود به احتمالات و تصورات پناه برده . ای کاش جناب اقای اریا بخاطر دست یابی به حقیقت قضیه میوندوال از خواهر محترم شان جمیله پلوشه عضو کمیته مرکزی حزب پرچم و همچنان از شوهر جمیله پلوشه اقای کاویانی که وی نیز عضو کمیته مرکزی حزب پرچم ویکی از پر قدرت ترین فرد ان حزب بود پرسان و علت اصلی مرګ میوندوال که انها از هر کس دیګر در این قتل ؟ یا خودکشی معلومات دست اول دارد بخور مردم نجیب و شریف افغانستان بدهد ومیدادند.
خوانندګان ګرامی اجازه میخواهم تا از خیالات و تصورات خود یک فرضیه  را همرای شما دوستان مطرح سازم ان اینکه،
نظر به اختلافات که مرحوم میوندوال در دهه دیموکراسی با میر محمد صدیق فرهنګ و خلیل الله خلیلی داشت، وی چرا و بکدام دلیل در راه غزیمت بکابل نزد میر محمد صدیق فرهنګ دشمن دیرینه خود به بلګراد میرود ؟ در طول دهه به اصطلاح دیموکراسی بین جناب میوندوال و اقای میر محمد صدیق فرهنګ چی چیزی نبود که در اخبارهای انوقت تبادله نشده . ! ؟؟ این مرحوم فرهنګ بود که راپور مجله رامپتاس امریکایی که درباره عضویت میوندوال در سازمان سی ای ای، افشا شده بود در کابل افشا کرده ، بین این سه شخصیت نخبه انوقت کشور بسیار جر و بحث بالای این قضیه و دیګر موضوعات ملی کشور صورت ګرفته بود، باز هم میوندوال ان مشکلات را نادیده میګیرد و به بلګراد نزد فرهنګ  و عراق نزد خلیلی میرود. حتمآ زیر کاسه نیم کاسه وجود دارد.
میر محمد صدیق فرهنګ در مورد نیت بد میوندوال درباره ظاهر شاه چنین مینویسد: « میوندوال از من تقاضای ملاقات خصوصی کرد و در ضمن شکایت از اوضاع کشور ګفت، که منشا تمام نابسامانیها شخص ظاهرشاه است که هیچ کس را بکار نمیګذارد. اما خوشبختانه شاه شخص کم جرات است و می توان او را با تهدید از صحنه خارج ساخت. سپس مرا بهمکاری در تطبیق این نقشه [ کودتا ] دعوت کرد.» ( افغانستان در پنج قرن اخیر ، جلد دوم صفحه ۸۰۶ )
ایا میتوانید بګویید که فرهنګ این جملات را در مورد میوندوال از دل خود دروغ ګفته است ؟ میوندوال میخواست اول پایه های خاندان سلطنتی ظاهر شما را از بیخ و بنیاد قطع کند بعد از سردار داودخان را .
خوانندګان ګرامی ، من انقدر که از حفیظ الله امین نفرت دارم بهمان اندازه از صمد اظهر نیز دارم ، خدا ناخواسته فکر نکنید که من بحیث وکیل قانونی صمد اظهر این دفاعیه بخاطر طرفداری وی مینویسم.
در این نوشته و هرنوشته دیګر من که بخاطر رد ادعای ملکیار چیزی را  مینویسم صرف بخاطر دفاع از شهید والامقام ملت افغانستان محمد داودخان وطندوست است که وی امروز در بین ما نیست که در مقابل دروغګویان از خود دفاع کند.
در اینجا دور از حقیقت و احتمالات نخواهد بود که بګویم شاید در درخودکشی و یا مرګ؟ میوندوال دست ، سومی دخیل نباشد، چرا،  اکثر سازمانهای جاسوسی  کشورهای مقتدر جهان وقتیکه یک اجنت مهم شان دستګیر، افشا میشود در قدم اول ان اجینت خود شان خود را از بین میبرد که نمونه های اینګونه قتل های سری در جهان در بسیاری از کشورها صورت ګرفته ، ثانیآ این هم از احتمالات دور نیست وقتیکه یک اجنت افشا و دستګیر میشود ان اجنت دستګیر شده  توسط دیګر اجنتان ان سازمان از بین برده میشود. نمونه بارز اینګونه  قتل های مرموز قتل میر اکبر خیبر، عضو کمیته مرکزی حزب واحد دیموکراتیک خلق و پرچم در مکرویان شهر کابل در روز روشن است که قاتل وی تا الحال معلوم و افشا نشد… یک عده مردم قتل میر اکبر خیبر را دسیسه حفیظ الله امین میداند، افراد دیګر قتل وی را دسیسه حزب پرچم میداند ولی امروز اکثریت زیاد مردم چیز فهم افغانستان  قتل میر اکبر خیبر را دسیسه سازمان  جهنمی کی جی بی میداند.
انهایکه مدعی اند که میوندوال توسط لت و کوب؟ که ازچند روز قبل درحالت کوما به سر می برد کشته ؟ شده،
سوال من از این اقایون اینست که چطور میوندوال در پرزه خط  که بقلم و کتابت خود به فامیلش تحریر نموده ، در ضمن اشیای مورد ضرورت خود کتاب و ناول مهتما ګاندی را عرض مطالعه خود از فامیل میخواهد. ایا شخصیکه هر روز لت و کوب شود و سه چهار روز پیش از مرګ شان انهم در حالت کوما باشد؟؟ از فامیل خود کتاب یا ناول ګاندی را بخاطر مطالعه می طلبد.؟؟؟  فامیل محترم میوندوال در ضمن تهیه اشیا مورد ضرورت کتاب وی را نیز تهیه نموده به وی میرساند که امضا تسلیمی ان به دستخط میوندوال دوباره ان پرزه به فامیل میوندوال داده شده. در ان لست اشیا مورد ضرورت منجمله یک قطعی بکس چاکلیت، لیمو، ویتامین، سه جوره پیراهن دریشی، دریشی خواب و وو شامل بوده. اقای میرویس میوندوال در نوشته دروغین خود تنها از یک جوره لباس و چپرکت یاداوری مینماید در حالیکه لیست اشیا مورد ضرورت مرحوم میوندوال از ده ها قلم تجاوز میکند که از طرف فاملیش تهیه ګردیده تسلیم میوندوال مرحوم ګردیده، وی همچنان به موضوع چپرکت اشاره نمود که هیچ وقت به میوندوال چپرکت تهیه نشده، از ان جایکه من در وقت ماموریت خود دوبار به محبس دهمزنګ از نګاه وظیفوی رفتیم در محبس دهمزنګ چپرکت های اهنی که در قاغوش های عسکری از ان نیز استفاده میشود  وجود داشت . اینک لست اشیا مورد ضرورت جناب مرحوم میوندوال که اقای داود ملکیار در یک مقاله خود در پربیننده ترین ویب سایت افغانها (  ویب سایت افغان – جرمن انلاین ) به نشر سپرده.عرض وضاخت بیشتر موضوع لست ان اشیا  را به نشر می سپارم.

حالا بیایم به اصل حقیقت موضوع .
زمانیکه مرحوم داودخان از مرګ میوندوال واقف میشود پریشان حال میشود به موظفین هدایت میدهد تا میت را در طب عدلی معاینه نموده علت مرګ وی را معلوم کنید، موظفین امنیتی میت وی را طبق هدایت محمد داودخان به طب عدلی برده توسط یک داکتر ورزید مجرب هندی بنام برمکنداس معاینه می شود داکتر مذکور مرګ میوندوال را خودکشی تثبیت نموده بعد از ان طب عدلی طبق دستورالعمل خود میت را شسته کفن نموده دوباره په موظفین امنیتی سپرده موظفین امنیتی نظر به هدایت مرحوم داودخان میت میوندوال را  به ولایت کابل یا وزارت داخله برده و به فامیل میوندوال اجازه داده شده تا میت را ببیند، اینکه خانم محترم میوندوال میفرماید که لباس میوندوال پاره پاره بود و دستهایش ګرم بود معلوم میشد که همان لحظه یا چند دقیقه پیش مرده بود ، دور از حقیقت است. بخاطریکه اطلاع دادن مرګ میوندوال به داودخان و بعد هدایت داودخان به مسولین ان وقت، باز بردن میوندوال به طب عدلی و معینات وی در ان مرکز  بعدآ شستن و کفن نمودن میت ، وبعد اوردن ان میت به ولایت کابل یا هر جا دیګر بعد خواستن فامیل میوندوال بخاطر دیدن میت مرحوم میوندوال زمان زیادی را کار دارد نه یک ساعت و یا چند دقیقه.
در زبان پشتو یک ضرب المثل است که میګوید، ( دروغ وایه په شرعه یی روغ وایه. )
من هم بخاطر الزامیت حزب دیموکراتیک خلق به مردم دروغ ګفته میتوانم که بګویم . وقتیکه انها پدر و سه برادر من را شهید میساختند انها اول در محبس پلچرخی انها را لت و کوب نمودند لباس های شانرا پاره پاره کردند باز بشهادت رساندند، اطمنان دارم که این ګونه اظهارت دروغین من در قدم اول دوستان نزدیک ام و بعد هزاران  هزار افغان قبول خواهند نمود. ولی در حقیقت انطور که من میګویم نیستند، به دروغ ګفتن چیزی از جیب مردم کم نمی شود  یک فوف است که این و ان بخاطر تبریه کردن این و ان از خود میسازد. امروز در فیسبوک یک کلیپ ویدیوی مصاحبه شهنواز تڼی را با خانم فاطمه ګیلانی و مرحوم حسن ولسمل دیدم در ان مصاحبه جنرال شهنواز تڼی به چی دیده درایی و بی حیا یی از اعمال ننګین خود درفشانی می نمود. فاعتبرو یا اولی الابصار.
اخر کلام.
از نوشته محمد طاهر اسلمیار بوضاخت معلوم میشود که وی یک از سرسخت ترین منتقدین سلطنت یعنی اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و شهید سردار محمد داودخان است. وی به چی بی شرمی مینویسد که ظاهر شاه در وقت رفتن به ایتالیا بکس ها را از اشیا قیمتی پر کرد با مشوره به داودخان به ایتالیا رفت و صدها دروغ دیګر…یک متل است که میګوید ( مشت نمونه خروار است )
ولی این عقده یی و بی مسولیت اسلمیار نمی داند وقتیکه یک شاه و یا هم یک ریس جمهور یک کشور انهم برای وقت نا معلوم به یک جا و جاها میرود باید نظر به موقف که وی در جهان دارد اشیا مورد ضرورت خود را همرای خود  ببرد ان اشیا چی پنج بکس باشد چی ده و چی بیست. شاه عربستان سعودی، ملکه انګلیس، دونالدترمپ، دیګر شاهان جهان و ریسان مشهور به طیاره ها لباس و اشیا مورد ضرورت  همرای خود میبرد. لذا این ګونه نقل قول های دروغین و عقده یی هیچ وقت نمی تواند حقیقت را برای ابد پنهان سازد. خاک خشک هیچوقت به دیوار نمو چسپد . وسلام

Comments
Loading...