نقش مخفی پاکستان در پروسه صلح افغانستان

استاد عارف نظری

0 51

این که طالبان از سوی پاکستان به منظور تحقق عمق استراتیژی سیاست خارجی پاکستان بوجود آمده اند و از سوی این کشور حمایت مالی، سیاسی، آموزشی و مشورتی میشوند به همه مردم افغانستان و جهانیان واضح و آشکار است. بناءً گفته میتوانیم که یک کلید مهم و اساسی جنگ و صلح در افغانستان به دست پاکستان میباشد. روی همین دلیل حکومات افغانستان به رهبری حامد کرزی وحالا محمد اشرف غنی به نقش پاکستان در آوردن صلح در افغانستان تاکید داشته اند. پاکستان به عنوان همسایه و عضو سازمان ملل متحد که یک سلسله مکلفیت ها در مقابل تعهدات بین المللی خود دارد در ظاهر همواره از خود آمادگی های لازم نشان داده است ویا آنرا به گونه ای انجام داده است که نشان بدهد کار های را به سر رسانیده. اما آنچه قابل توجه است نقش مخفی پاکستان در پروسه صلح افغانستان میباشد.

دراین شکی نیست که گروه طالبان از سوی این کشور حمایت میشوند و حتی این کشور لابی گروه طالبان در سطح بین الملل میباشد اما اصل موضوع این است که نقش مخفی پاکستان در پروسه صلح چی گونه بوده و از چنین نقشی چی را میخواهد بدست بی آورد؟ قبلاً ذکر کردیم که پاکستان به عنوان همسایه افغانستان و عضو سازمان ملل متحد باید به مکلفیت های بین المللی خود پابند باشد و در ضمن باید به آنچه سیاست خارجی او حکم میکند نیز رسیدگی کند. به عنوان همسایه و عضو سازمان ملل متحد پاکستان تلاش میکند تا نقش تسهیل کننده پروسه صلح را بازی کند. قبل از آغاز مذاکرات صلح میان گروه طالبان و آیالات متحده امریکا این کشور با فشار های ایالات متحده آمریکا حاضر شد تا طالبان را وادار نماید تا به میز مذاکره نشسته و با آمریکا داخل معامله شوند تا لغو مذاکرات صلح میان آمریکا و گروه مسلح طالبان پاکستان نقش تسهیل کننده خوبی را بازی کرد از یک طرف طالبان را آماده مذاکره نمود از طرف دیگر زمینه مسافرات های این گروه را به کشور های میزبان پروسه صلح مهیا نمود. اما مخفیانه پاکستان در تمامی این روند در پی منافع خود بود، قبل از آغاز دور مذاکرات صلح میان گروه مسلح طالبان و آمریکا عناصر در میان گروه طالبان وجود داشت که پاکستان نمی توانست روی آن درست حساب کند بناءً قبل از آغاز مذاکرات ملا برادر را که قبلاً به زندان انداخته بود برای تحقق استراتیژی خود از زندان بیرون و به عنوان نماینده با صلاحیت طالبان به قطر فرستاد. پاکستان در نو دور مذاکرات صلح میان گروه مسلح طالبان و آمریکا به شدت خواسته های استراتیژیک خود را توسط طالبان مطرح، مدیریت و تا سرحد توافقنامه نیز کشاند و آنرا خواسته گروه طالبان تلقی نمود. عمق سیاست خارجی پاکستان را در افغانستان حکومتی تشکیل میدهد که یا دست نشانده پاکستان باشد و یا هم حکومت ضعیف باشد که همواره تحت فشار پاکستان قرار بگیرد و مسله خط دیورند نیز زیاد مطرح نباشد. بناءً بهتر از طالبان که برای تحقق چنین خواسته های بوجود آمده اند نمیتوان جستجو کرد. از دید پاکستان حکومت فعلی افغانستان و سیاسیون افغانستان به هیچ وجه به سود حکومت پاکستان تمام نشده بلکه برعکس ضربه های محکم اقتصادی و سیاسی نیز بر پیکر این کشور وارد نمود اند. بناءً پاکستان تلاش می نماید تا به هر میزان که امکان دارد در پروسه صلح افغانستان برای طالبان امتیازات بیشتر بدست بی آورد تا از یک طرف جبران سیاست خارجی خود را نموده باشد و از طرف دیگر جایگاه این کشور که در سالهای اخیر بخصوص بعد از به قدرت رسیدن ریس جمهور ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا به منظور حمایت از گروه های ترورستی تقلیل یافته جبران نماید. روی همین دلیل بعد از لغو مذاکرات صلح میان آمریکا و گروه طالبان و شکست استراتیژیک پاکستان در این مذاکرات او بار دیگر تلاش دارد تا با کم تغیر در خواسته ای گروه طالبان یا خواسته های استراتیژیک خود آمریکا را بار دیگر به میز مذاکره بکشاند به همین دلیل از متحدترین، متحد استراتیژیک خود یعنی چین اینبار میخواهد بهره برداری نماید، زیرا تلاش های خود پاکستان از آنجا که دو رخ داشته است حالا به جهانیان چندان دلچست تمام نمیشود و چین به عنوان بازیگر مهم دیگر که از منافع پاکستان بخاطر دشمن دیرینه خود یعنی هند نمی گذرد، برای تحقق خواسته های پاکستان لابی گری دارد تا از پروسه صلح امتیازات خود را بدست بی آورد.

Comments
Loading...