مکثی بر مقاله” عواقب کودتای ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲”

محمد شریف منصور

0 85

 مکثی بر مقاله ” عواقب کودتای ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ ” داکتر نوراحمد خالدی

بسم الله الرحمن الرحیم

 در سال ۲۰۱۸ جناب داکتر خالدی مقاله ای نوشتند تحت عنوان
” عواقب کودتای ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ ” و مانند تعدادی از مخالفان شهید محمد داود خان سعی کردند تا مسئولیت تمام حوادث المناک چهل سال گذشته را به گردن شهید محمد داود بیندازند ، به نظر ایشان شهید محمد داود خان مسئول تمام اتفاقات ناگواری هستند که از ۷ ثور تاکنون در کشور به وقوع پیوسته است .
به نظر جناب خالدی اگر کودتای ۲۶ سرطان و یا انقلاب سفید به وقوع نمیپیوست و نظام سلطنتی سقوط نمیکرد کمونیست ها هیچگاه کودتا نمیکردند و اعضای نهضت اسلامی هم به دولت پاکستان نمی پیوستند .
برخلاف نظر ایشان باید بگویم که ۷ و ۸ های ثور به هیچ عنوان ربطی به ۲۶ سرطان ندارند و اگر بر این اساس قضاوت کنیم باید اعلیحضرت امان الله خان را مسئول سقوط دولت امانی و حوادث ناگوار بعد آن بدانیم زیرا اگر مرحوم امان الله خان با سردار نصرالله خان بیعت میکرد و او را از سلطنت برکنار نمیکرد طبعا دولت امانی هم تشکیل نمیشد که انگلیسی ها برعلیه آن توطئه کنند و اسباب سقوط آن را فراهم کنند .
این مقاله در همان زمان با واکنش تند هواداران شهید محمد داود خان مواجه شد .

مقاله جناب خالدی که در پورتال افغان جرمن منتشر شده است دارای ۱۷ بند است که دو بند آن اشتباها با عدد ۱۴ شماره گذاری شده اند {البته این اشتباهات غیرمعمول نیستند و همیشه پیش می آیند} من با کمال امانت داری ابتدا بندهای مقاله جناب خالدی و به دنبال آن نظر خودم را نوشته ام .
موضوع مهم دیگر آنکه داکتر خالدی از دولت جمهوری افغانستان به عنوان رژیم کودتا و یا دولت کودتا یاد کرده اند که واقعا تاسف برانگیز است .

۱ -در نتیجه این کودتا نظام شاهی بزور تفنگ توسط افسران وابسته به حزب دموکراتیک خلق و هواخواهان آنها به همکاری افراد بسیار نزدیک به داوود خان با پلان گذاری و قومانده شخص داوود خان ساقط شد و بدینصورت عمل ناپسند کودتای نظامی در کشور رواج یافت؛

جواب من :
اکثر نظام های سلطنتی توسط قوا ساقط شده اند و میشوند .
مزیتی که انقلاب سفید بر دیگر کودتاهای ضد سلطنتی دارد تلفات انگشت شمار آن است .
برای سقوط سلسله رومانف روسیه دوبار انقلاب شد و فقط در انقلاب و پسا انقلاب ۱۹۰۵ روسیه حدود ۱۴۰۰۰ نفر کشته و ۷۰ هزار نفر زندانی شدند .
کشته شدگان انقلاب لیبی بر علیه معمر قذافی رهبر انقلاب و دیکتاتور آن کشور را تا ۱۷۰ هزار نفر نوشته اند .
سقوط سلطنت محمد رضا شاه دومین و آخرین شاه سلسله پهلوی با صدها الی هزاران نفر کشته و زخمی همراه بود .
انقلاب سفید محمد داود خان تلفات انگشت شماری داشت که اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است ، این نکته را هم باید در نظر بگیریم که چهار تن از کودتاچیان در یک حادثه جان شان را از دست دادند .
محبوبیت شهید محمد داود خان در میان نیروهای قوای مسلح افغانستان ، تنفر نظامیان از نظام سلطنتی و پوسیدگی این نظام از دلایل مهم پیروزی سریع انقلاب سفید و عدم مقاومت نظامیان سلطنت در برابر کودتا بود .

۲_ .نظام شاهی مشروطهٔ پارلمانی متکی به قانون اساسی و دموکراسی ساقط شد و بجای آن یک رژیم دیکتاتوری یکنفره متکی بر فرمان رییس دولت کودتا در کشور حاکم شد و نام آنرا جمهوری گذاشتند؛

قبل از آنکه به دموکراسی سلطنتی بپردازیم به تجربه نهضت زنان نگاهی میکنیم که شاید در ابتدا به نظر برسد که ربطی به این موضوع ندارد اما چندان بی ربط هم نیست .
مرحوم شاه امان الله ده ها سال قبل از شهید محمد داود خان میخواست تا حقوق انسانی و اسلامی زنان افغانستان را به آنها برگرداند و حجاب را اختیاری کند ولی نتوانست و با واکنش شدید مردم روبرو شد و در نتیجه شکست خورد .
نهضت زنان در دوران صدارت محمد داود خان با موفقیت کامل و بدون هیچگونه واکنشی انجام شد .
مرحوم امان الله خان و شهید محمد داود خان هر دو یک چیز را میخواستند و یک هدف را دنبال میکردند ، چرا مردم بر علیه یک نفر شوریدند و در برابر یکی دیگر هیچ کاری نکردند؟
چون در دوران صدارت محمد داود خان زمینه انجام آن نهضت از قبل آماده شده بود ، برای پیاده کردن دموکراسی هم باید پیشاپیش زمینه آن مهیا میشد ولی متاسفانه چنان نشد .
قبل از همه چیز باید سواد در جامعه گسترش میافت و بیسوادی محو میشد ، حدود ۸۰ الی ۸۵ درصد مردم در آن زمان از نعمت سواد محروم بودند ، بخش کثیری از مردم زیر خط فقر به سر میبردند بنابرین پادشاه باید ابتدا برای محو جهالت و بیسوادی و فقر گام برمیداشت و بعد دموکراسی .
بیایید با هم تحلیل وزارت خارجه ایالات متحده در مورد دموکراسی سلطنتی را با هم بخوانیم که جناب احمد فواد ارسلا زحمت ترجمه آن را کشیده اند :

تحلیل وزارت خارجه امریکا :
قانون اساسی سال 1964 با تمام قانون اساسی های دنیا در این فرق دارد ، که قدرت عظیمی را به پادشاه تفویض کرده است و برخلاف تمام قانون های اساسی دنیا بر اساس قانون اساسی سال 1964 منحیث ممثل حاکمیت ملی و رئیس دولت پادشاه افغانستان مکلف ساخته نشده است که با مشوره صدراعظم خود عمل نماید. از طرف دیگر نه صدراعظم و نه معاونین صدراعظم حق کاندید شدن و انتخاب شدن منحیث اعضای ولسی جرگه را ندارند که این در حقیقت به این معنی است که صدراعظم و معاونین آن هیچ نوع مشروعیت و قدرت سیاسی بجز از اتکا بر حمایت پادشاه را ندارند.[۱]

و حالا نگاهی میندازیم به نظر مورخ و پژوهشگر بزرگ افغانستان جناب استاد محمد اعظم سیستانی :
کودتای ثور حاصل دهۀ دموکراسی تاجدار
بود، فهمیدنش خیلی ساده است، به این معنا که تمام سیاست مداران و لیدران سیاسی افغانستان که از اخیر دهه 70 تا اخیر دهۀ90 قرن
بیستم برمقدرات کشورما مسلط شدند و برای کسب قدرت یا حفط
قدرت، وطن را بخاک وخون نشاندند، همگی درهمان دهۀ
دموکراسی تاجدار سر برآوردند، رشد کردند ، شهرت یافتند
وصاحب قوت وطرفدارانی شدند . [۲]
مردم بجای دموکراسی وشعارهای تند و تلخ و بی محتوای
مظاهره چیان، از حکومت وشاه نان میخواستند تا شکم خود و بچه
های خود را را سیرنمایند. مردم مکتب وکتاب ومعلم میخواستند تا
کودکان شان سواد بیاموزند .[۳]

نظر دیگر آگاهان :
محترم داکتر روستار ترکی (استاد سابق پوهنتون کابل) :
در افغانستان آنچه بنام تجربۀ دیموکراسی یاد کردیم ، بجز از اعطای
زرق و برق دیموکراتیک به موسسات عامه دارای هسته استبدادی
نبود. [۴]

محترم عزیزالله واصفی (نماینده پارلمان در دوران سلطنتی) :
در بین ملت و در بین پارلمان و حکومت همکاری وجود نداشت ، یک نوع اشتراک فکری وجود نداشت . . .
ملت به کلی آمادگی پذیرش همین شیوه های دموکراتیک را نداشت و بدبختانه حکومت هم چندان حاضر نبود و میل نداشت به اصول دموکراتیک مردم تن بدهد . [۵]

و اما دیکتاتوری :
جناب داکتر عبدالله کاظم تعریف جالبی دارد از دیکتاتوری :
وقتی که از دیکتاتوری صحبت میشود، مقصد آن نیست که شمشیر در دست و هرجا سری بینی ،
آنرا گردن زنی، بلکه دیکتاتوری به مفهوم جدیت در تطبیق قانون نه
آنکه زیرپا ساختن قانون به نفع مصلحت. آزادی را نیز باید در
محدوده قانون سراغ کرد، در غیر آن آزادی مفهوم اصلی خود را از
دست داده و جایش را به بی بند وباری یا “انارشی” می دهد. ما در
مدت ده سال “دموکراسی” در کشور دیدیم که بدون زمینه های
الزامی آن چگونه ماهیت “طلائی” خود را درآن دوره از دست داد و
در اخیر به شکل “مس” درآمد .[۶]

۳_ نه تنها هیچ تحول مثبت در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم و کشوربوجود نه آورد بلکه برعکس مردم افغانستان را از تمام دست آوردهای سالها مبارزات اجتماعی و سیاسی محروم ساخت .

واقعا جناب خالدی نسبت به دوران ریاست جمهوری شهید محمد داود خان کم لطفی میکنند و گرنه طی این مدت کوتاه
سنگ تهداب دستگاه تلویزیون افغانستان در کابل گذاشته شد ،
پروژه بس های برقی به اتمام رسید و مورد استفاده مردم قرار گرفت
شفاخانه نظامی ۴۰۰ بستر افتتاح شد و از آن زمان تاکنون هزاران تن از نظامیان فداکار قوای مسلح در این شفاخانه درمان شده اند .
نکته مهم دیگر بالا رفتن ارزش پول ما بود ،
محترم نجیب داوری :
در آخرین روزهای دوران سلطنت یک دالر معادل ۶۰ روپیه افغانی بود و در زمستان سال ۱۳۵۶ یک دالر مساوی بود با ۳۳ افغانی و شصت پول .
با نظرداشت توجه دولت جمهوری در امر رشد زراعت، اصلاح سیستم آبیاری و توزیع
گسترده کود کیمیاوی و تخم اصلاح شده به دهقانان؛ تولید گندم به سرعت در داخل کشور بالا رفته و بنا به ارقامی که
حاال از آنوقت در دست است واردات گندم از یکصد هزار تن درسال ۱۳۵۲ فقط به ده هزار تن درسال ۱۳۵۶ کاهش، و
نرخ یک قرص نان در بازار کابل از سه افغانی به دو افغانی
تنزل کرد. [۷]

و به روایت جناب فروغ : (وزیر سابق پلان افغانستان)
در پایان ۱۹۷۶ ذخایر اسعاری به ۳۱۵ میلیون دالر بالا رفت. ظرفیت های اقتصادی مورد استفاده قرار گرفت، در تولید برق، شکر، نساجی، زغال، سمنت و سایر مواد افزایش قابل ملاحظه روی داد
نرخ تبادله اسعاری از
۸۰ افغانی در برابر 1 دالر به کمتر از ۵۰ افغانی در برابر 1 دالر ترقی کرد. مصارف انکشافی از ۴.۹ میلیارد افغانی
در ۱۳۵۱ به ۸.۴ میلیارد افغانی در ۷۷-۱۹۷۶ زیاد شد. در تطبیق پروژه ها سرعت به خرج داده شد. کار بعضی از
پروژه های مهم از قبیل برق کجکی، شهراه کابل- گردیز تکمیل شد، تلویزیون موفقانه تاسیس شد، بس های برقی که
یک پدیده نو بود که تطبیق شد. بهبود شرایط اقتصادی در دوره انتقال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ و ۷۷ وضع را برای طرح پلان
های هفتم بسیار مساعد ساخت.

پلان هفت ساله میتوانست بزرگترین دستاورد جمهوری شهید محمد داود خان باشد ولی متاسفانه که به سرانجام نرسید و خوشبختانه که بخشی از آن پلان طی دوره اول ریاست جمهوری جلالتماب محمد اشرف غنی به اتمام رسید {در صورت تمایل رجوع کنید به مقاله های ” افغانستان در دوره اول ریاست جمهوری محمد اشرف غنی ، به قلم محمد شریف منصور}
و در اینجا اشاره میکنم به بخشی از اهداف پلان هفت به روایت محترم عزیز فروغ :
حجم سرمایه گذاری پلان۷ساله ۱۷۴ میلیارد دالر بود که به مقایسه هر چهار پلانی که در افغانستان تطبیق شده بود،
با ۳ برابر یا زیادتر بود. و در این پلان یک پروژه خط آهن که اهمیت استراتیژیک داشت، و این بالاتر از طرز
تفکر پلان گذارها بود، ۱۷۴ میلیارد افغانی یعنی در حجم پلان بود، و خط آهن ۴۰ میلیارد افغانی پیش بینی شده بود،
با تطبیق این پلان تحول اساسی در زنده گی ایجاد میگردید و البته اگر پلان تطبیق میشد، رشد اقتصادی در پلان به
صورت اوسط %3.6 تخمین شده بود، اگر عاید فی نفر در شروع پلان ۵۰۰۰ بوده باشد، و رشد نفوس هم %3.2
ذکر شود، عاید فی نفر میتوانست در طول مدت 18 سال تا 19 سال از دو برابر زیادتر شود. و بر این ترتیب امکان
داشت که از فقر تا یک حدی کاسته شود .
دیگر به این ترتیب آدم فکر میکند که در پلان هفت ساله که ترکیبات بسیار درست بود، و رشد
%6 و زیادتر از %6 یک معنی بسیار اساسی از نظر اقتصادی دارد. ظرفیت های کلان هم ایجاد شد، مثالا ظرفیت
برق از ۳۴۱ میگاوات به ۷۷۶ میگاوات باید بلند میرفت، و تولید برق از ۷۱۶ میلیون کیلو وات ساعت به
۱،۷۲۶،۰۰۰،۰۰۰ کیلو وات ساعت باید زیاد میشد، و اینها البته تابع پروژه های معینی است که حاجت نیست من تذکر
بدهم، مثالا پروژه برق حرارتی مزار و کابل، استفاده از بند کجکی و کجکی کلان ، ساختمان ریل وی به اندازه
۱۰۱۸ کیلو متر تمامش پیش بینی شده بود که از آن جمله ۱۲۰۰ کیلومتر در پلان بود و مصرف او هم بسیار گزاف بود، سرک حلقوی تکمیل میشد و راه بدخشان باز میشد. در ساحه آبیاری هم پیش بینی های بزرگی صورت گرفته بود. ساحه سطح آبیاری پروژه های دولتی از ۹۰،۰۰۰ به ۳۹۷،۰۰۰ هکتار زیاد میشد.
در ساحه معارف و دیگر جاها هم پیشرفت های در نظر بود، تعداد شاگردان
معارف از ۷۸۰ هزار نفر به ۱،۲۸۰،۰۰۰ باید میرسید، تعداد شاملین مکاتب مسلکی از ۴۰۰۰ نفر به ۴۰،۰۰۰ نفر
میرسید. در تعلیمات عالی از ۸۲۰۰ محصل به ۱۱،۳۰۰ محصل میرسید، در ساحۀ طب البته فقط دو چیز مهم است
بگوئیم که تعداد داکترها از روزیکه که فاکولته طب در وقت اعلیحضرت نادرشاه به وجود امد، تا همان وقتیکه پالن
هفت ساله بود. تعداد داکتران در حدود ۱۰۵۰ نفر بود، که اگر یک کمی ضایعات را در نظر بگیریم، یعنی ممکن است
در حدود ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ زیاد داکتر نبوده باشد در افغانستان. اما اینها در پالن هفت ساله ۱۰۰۰ نفر تقریباً بعد از این
زیاد میشد .[۸]

۴-مقام صدراعظم که در برابر پارلمان مسول بود لغو شد؛
۵ _پارلمان لغو شد؛

متعجبم که چرا جناب خالدی اینقدر سنگ پست صدرات عظمی را به سینه میزنند ، مقام صدارت به ذات خود تاثیری بر زندگی مردم یک کشور نمیگذارد ، مگر این که شخصی که متصدی آن میشود یک انسان وطنپرست ، لایق و کاردان باشد ، بهترین مثال این موضوع شهید محمد داود خان است که دوران صدارت ایشان دستاوردهای بیشماری داشت ، اما اگر به جای ایشان یکی از اعضای کابینه جناب حامد کرزی به این پست گماشته میشد آیا راه محمد داود خان را پیش میگرفت ؟ به احتمال قریب به یقین نخیر .

به گفته اعلیحضرت ظاهرشاه :
سردار محمد داود خان اکثرا آدم را در مقابل عمل انجام شده قرار میداد ، یا کسانی بودند بعد از او که هیچ نمی آمدند و هیچ پیشنهادی نداشتند ، باید به آنها گفته میشد که برو این کار را بکن یا آن کار را بکن . [۹]
دیدید که به استثنای محمد داود خان و مرحوم شفیق بقیه صدراعظم ها مطیع فرمان پادشاه بوده اند و شخصا اهل برنامه ریزی نبوده اند .
و اما پارلمان ، بیایید نظرات یکی از وکلای پارلمان و یکی از روزنامه نگاران آن زمان را در مورد پارلمان آن دوره و وکلای آن با هم بخوانیم :

محمد ظاهر یونسی :
متاسفانه بخش اعظم وکلا که از محلات و اطراف افغانستان بودند اینها در یک تاریکی بودند و نمیفهمیدند که ما چه باید بکنیم ، چطور از صلاحیت های خود استفاده کنیم و دولت چه میخواهد ، به جز یک دو سه روشنفکری که به صورت نمایشی از طرف دربار برای آرایش دموکراسی آمده بودند [۱۰]

محمد قبول (یکی از روزنامه نگاران دوران سلطنت) :
تا جایی که من به خاطر دارم انتخابات پارلمانی در آن محلی که ما
زندگی میکردیم رقابت بین متنفذین محلی بود .[۱۱]
خواننده گرامی ، این بود آن پارلمانی که جناب خالدی سنگ آن را به سینه میزنند و از لغو شدن آن گله مند هستند ، در پایان این بند بیایید که نظر محترم داکتر روستار ترکی را بخوانیم .

داکتر روستار ترکی :
در کشور حتی در مساعد ترین اوضاع )دوره 7و 8 شورا و
دهه قانون اساسی( ترکیب پارلمان ها معروض به اعمال نفوذ هیأت
حاکمه بوده و شورا ها هیچ وقت مجال تمثیل تمام عیار اراده عامه
را نداشته اند. از زمان کسب استقلال تا استقرار نظام کمونیست ،
طی 60 سال کشور همیشه دارای یک پارلمان تشریفاتی بوده است
که برای تزئین نظام های بر سر اقتدار بکار گرفته میشد تا تمثیل
اراده مردم. در طول این مدت ده بار انتخابات پارلمانی “اعلام” شده
است. اما مردم در معیار بسیار کمی از حق رای خود استفاده
نمودند. زنان به مثابه نیمه جامعه با آنکه پس از نیمه دهه60 م در
عرصه سیاست قدم گذاشتند ، اما استفاده از حق رأی توسط آنها در
حد تیوری باقی ماند.[۱۲]

۱۰ -آتحادیهٔ استادان لغو شد، اتحادیهٔ محصلان لغو شد، حق و آزادی بیان لغو شد، آزادی اجتماعات لغو شد.
پوهنتون ها ، مکاتب و در مجموع مراکز و موسسات تحصیلی برای گسترش دانش و تربیت کادرها و نسل آینده کشور هستند ، برخلاف کشورهای دیگر در زمان ظاهرشاه موسسات تحصیلی به مراکز عضو گیری احزاب سیاسی و میدان مبارزه های سیاسی مبدل شده بودند ، به همین خاطر محصلان پوهنتون ها به جای فراگیری دانش به روی هم کارد و چاقو میکشیدند ،

به گفته جناب حسن شرق :
می شود ادعا کرد که در دهۀ دموکراسی شاهانه پوهنتون کابل تقریبا نیمی از عمرش را یا بسته
بود یا غیر فعال.در این میان با کمال تأسف صف بندی نسل جوان
یعنی چشم و چراغ مملکت به نام کفر و مسلمان روز به روز بیشترو
عمیق تر می شد، و کار به جایی کشید که در مهد علم و دانش وطن
جوانان یکی دیگری را تکفیر می کردند. حتی با کارد و چاقو به
جان هم حمله ور می شوند، یکی را می کشند و ده ها تن دیگر را
زخمی می کنند. «[۱۳]

نجم الدین کاویانی ،یکی از فعالان مبارزات دانشجویی :
همه احزاب و گروه های سیاسی در نیمه دوم دهه شصت میلادی بیشتر فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی خود را در موسسات تحصیلات عالی و لیسه های کشور متمرکز ساختند .
در نتیجه فعالیت های همین گروه ها و احزاب سیاسی اتحادیه های محصلان و استادان دانشگاه کابل ایجاد گردید .
تا جایی که من به خاطر دارم در شورای مرکزی اتحادیه محصلان اکثریت قاطع را نمایندگان گروه ها و احزاب سیاسی تشکیل می داد .
شاید در حدود چهار ، پنج نفر نمایندگان محصلان که وابستگی سیاسی با سازمان های سیاسی نداشتند ، راه یافته باشند .[۱۴]

اتحادیه های فوق الذکر لغو شدند چون برخلاف مقامات سلطنتی محمد داود خان و دیگر دولت مردان جمهوری عواقب این اتحادیه بازی ها را درک میکردند .

۱۱_ کودتای ۲۶ سرطان شیرازه تاریخی نظام دولت افغانستان را برهم ریخت و به تمام عناصر مخالف این نظام از یک طرف فرصت سرنگونی آنرا میسر ساخت و از جانب دیگر راههای پیروزی وامید پیروزی را فراهم ساخت .

هر نظام و سلسله ای ظهور و زوالی دارد ، سلسله درانی با آن همه عظمت سقوط کرد ، سلسله رومانف که سه قرن بر روسیه حکم فرمایی کرد سقوط کرد ، خلافت های امویان ، عباسیان و بعد خلافت عثمانی هم بعد از قرن ها حکم فرمایی به تاریخ پیوستند ، نظام سلطنتی ظاهرشاه هم از امر مستثنی نبود .
همانطور که جواهر لعل نهرو میگوید :
هر سیستم و رژیم وقتی که دورانش به پایان رسید و عمرش به سر آمد به آسانی از میان میرود و منقرض میشود .
رژیم سلطنتی ظاهر شاه هم به مرحله پایانی عمر خود رسیده بود و ناگزیر باید سقوط میکرد ، چه به دست محمد داود خان ، چه به دست کمونیست ها .

۱۲_رژیم کودتا به سرکوب خونین مخالفین بالقوه و بالفعل دست زد که تعداد زیاد افراد قربانی این سرکوب شدند

مخالفان مورد نظر جناب خالدی از سوی کشورهای همسایه تمویل میشدند ، هدف اصلی آنها براندازی دولت افغانستان بود ، ده ها تن از شهروندان افغانستان را ترور کردند ، وزیر پلان کشور را به شهادت رساندند ، چندین بار کودتا کردند ، آن وقت جناب خالدی گله دارند که چرا دولت آنها را سرکوب میکرده است ، فکر میکنم جناب خالدی توقع داشتند که دولت افغانستان به آنها تقدیرنامه بدهد و به گردن های شان گل بیندازد!!
هر دولتی با مخالفان مسلح برخورد قانونی میکند ، کودتاچیان هم عموما به شدت مجازات میشوند ، نمیدانم چرا جناب خالدی مخالف موضوع هستند .

۱۳_در این سرکوب گروههای راستگرای مذهبی و روشنفکران دموکرات میانه رو هدف قرار گرفتند. از جمله محمد هاشم میوندوال صدراعظم روشنفکر و دموکرات در زیر شکنجه جلادان رژیم جان داد و تعداد دیگری اعدام شدند .

جناب خالدی
گروه های راستگرای مورد نظر شما بارها کودتا راه اندازی کردند ، کودتای سال ۵۳ ، کودتای نافرجام جنرال میراحمد خان ، کودتای سال ۱۳۵۴ ، دولت هم
میوندوال هم متهم به مشارکت در کودتای ضد دولتی شد و به گفته محمد حسن شرق اسناد و شواهدی هم مبنی بر مشارکت او در کودتا پیدا شده بود .[۱۵]

۱۴_در نتیجه این کودتا رهبران گروههای افراطی راست مذهبی مانند ربانی، گلبدین و مسعود از کشور فرار نموده به آغوش سازمان استخبارات نظامی پاکستان پناه بردند که نتایج فاجعه بار آن تا امروز ادامه دارد

حدود ۱۳ سال قبل از انقلاب سفید ، یعنی در اواخر سال ۱۹۶۰ میلادی اعضای اخوان المسلمین شروع کردند به ترجمه کتاب های نهضت اسلامی اخوان المسلمین به زبان های دری و پشتو ، این کتاب ها به همراه اندیشه های اخوانی گری وارد افغانستان شد . [۱۶]
البته استادانی مثل سیاف ، غلام محمد نیازی و برهان الدین ربانی هم از جمله کسانی بودند که در رشد این اندیشه در افغانستان نقش قابل ملاحظه ای داشتند
در سال ۱۹۶۵ نهضت اسلامی توسط آنان به وجود آمد ، اعضای نهضت اسلامی افغانستان را کشوری میدانستند که به سوی الحاد و بی دینی میرود و میخواستند تا اسلام را دوباره در افغانستان متولد کنند .[۱۷]
به نظر آنها :
دولت از شریعت و اساسات مذهبی اسلامی سرپیچیده است و رفع حجاب زنان ، کار کردن آنها در ادارات دولتی ، درس خواندن دخترها و پسرها در صنف های مشترک . . . بدعت بود و دولت میبایست هرچه زودتر جلو آن را بگیرد .[۱۸]
به همین خاطر آنها نظر مساعدی نسبت به رژیم سلطنتی نداشتند و به روش خودشان با آن مبارزه میکردند :
و اینها چون تجربه سیاسی کم بود در آن وقت هم علیه رژیم سلطنتی دست به مبارزه میزدند و رژیم افغانستان را یک رژیم حامی کمونیست ها میدانستند [۱۹]
رژیم سلطنتی هم حتی الوسع با آنها برخورد میکرد .
البته مبارزه نهضت بیشتر با چپ گراها بود تا رژیم ، به مرور زمان کار نهضت اسلامی و محصلان چپی از مباحثه گذشت و به برخورد فیزیکی انجامید ، اعضای نهضت اسلامی هم برای مبارزه با آنها از سلاح سرد استفاده میکردند ، در یکی از این زد و خوردها اعضای نهضت محصلی به نام سیدال را کشتند و بخاطر آن تعدادی از اعضای نهضت به زندان افتادند .
تیزاب پاشی به روی دختران هم از همان جا شروع شد .

۱۴ {۱۵}_با استفاده از فرصت گروههای کمونیستی پرچم و خلق خودرا جانشین منطقی رژیم کودتا دانسته مجددا متحد شدند و برای بدست گرفتن قدرت آمادگی گرفتند و در نتیجه با اولین فرصت رژیم را ساقط کردند .

حدود ۹ سال قبل از کودتای سفید محمد داود خان سازمان انقلابی قوای مسلح در سال ۱۹۶۴ در کابل زیر نظر G.R.U {سازمان استخباراتی نظامی شوروی} در کابل تشکیل شد . [۲۰]
حالا سوال پیش می آید که چرا اتحاد شوروی در کابل باید سازمان مخفی نظامی تشکیل بدهد ؟
برای دفاع از سلطنت؟ نخیر ، برای سقوط آن ،
همه میدانند که کمونیست ها نقش مهمی در انقلاب سفید و سقوط سلطنت داشتند ، سازمان انقلابی قوای مسلح به خوبی توانست وظایف محوله اش را در کودتای سرطان انجام بدهد ، فکر میکنید اگر محمد داود خان نظام سلطنتی را ساقط نمیکرد کمونیست ها این کار را نمیکردند ؟

۱۵_اگر تمام دستآورد دوران صدارت داوود خان تطبیق پلان های پنجساله اول و دوم بود در دوره دموکراسی بعد از او نیز پلان های پنجساله سوم و چهارم طرح و تطبیق شدند.

مطالب این بند هیچ ربطی به عواقب کودتای ۲۶ سرطان ندارد و اینکه جناب خالدی چرا این مطالب را در این مقاله آورده اند
دوران صدارت محمد داود خان :
اولیوا روا محقق و افغانستان شناس فرانسوی :
داود تلاش کرد که یک حکومت ملی مدرن را به وجود آورد . . .داود موفق شد نقشه کنترل اداری افغانستان را تحقق بخشد ، در آخر دوره صدارت داود ولایتی نبود که در آن نماینده دولت وجود نداشته باشد ، او موفق شد یک اردوی نوین ملی به وجود بیاورد ، او همچنین توانست یک سیستم آموزشی را ایجاد کند که زمینه را برای ظهور روشنفکران جدید مساعد نمود . [۲۱]

محترم حسن شرق
زمانی که محمد داود به صدارت منصوب شد در افغانستان یازده کیلومتر سرک آسفالت شده! یک پوهنتون که دارای چهار فاکولته و تعداد محصلین آن کمی بیشتر از ۴۰۰ نفر بود دیده میشد و به استثنای فاکولته طب ، دیگر فاکولته ها محل تدریس و لیلیه نداشتند . . ‌ وضع اقتصادی نابسامان و نرخ اسعار استقرار کاملی نداشت ، اما در پایان صدارت شان افغانستان دارای دو هزار کیلومتر سرک آسفالت شده و هزار کیلومتر سرک آماده آسفالت بود .
در پوهنتون چهارهزار محصل در ده فاکولته ای که جدیدا تاسیس و اعمار شده بود با لیلیه مکمل آن تحصیل میکردند ، در زمان صدارت او نهضت نسوان که یکی از آرزوهای دیرینش به شمار میرفت در افغانستان پیاده شد .[۲۲]

محترم داکتر فروغ (وزیر سابق پلان افغانستان) :
تعداد عراده جات در طول همین ۱۰ سال از ۵۰۰۰ به ۴۵،۰۰۰ رسید، ۱۸۸۶ کیلومترسرک قیر و کانکریت اعمار شد، دستگاه سمنت جبل السراج و غوری تکمیل شد و تولید سمنت در سال اخیر پلان دوم به ۱۷۷،۰۰۰ تن رسید.ظرفیت های برق با احداث نغلو و ماهیپر و غوری اینها توسعه یافت و تولید برق از ۳۶ میلیون کیلووات ساعت در سال ۱۳۳۵ به ۳۰۲ میلیون کیلو وات ساعت در اخیر پلان دوم رسید. تولید زغال سنگ از ۲۹ هزار تن که پیشترعرض کردم در سال اخیر پلان دوم به ۱۶۲ هزار تن افزایش یافت. به این ترتیب محمد داود خان بدون شک با تطبیق پلان ها با طرح پلان ها و با مدیریت بسیار خوب توانست نقش خود را در تاریخ اقتصادی افغانستان بگذارد[۲۳]

در پایان ضمن سپاس گذاری از خواننده گرامی ، برای آنکه اندکی از خسته گی شما کاهش بیابد داستان قدیمی و جالبی را برایتان نقل میکنم که به موضوع ما هم مربوط است :
خانه شخصی را دزد زد ، مرد بیچاره داد و فریاد کرد و همسایه هم به سرعت دور او جمع شدند و بعد از شنیدن ماجرا ، هر کدام به اظهار نظر پرداختند ، یکی گفت تقصیر بنا است که دیوار خانه تان را کوتاه
کرده است ، دیگری گفت تقصیر خود توست که مواظب نبودی
صاحب خانه بیچاره گفت : اینطور که شما میگوئید همه ما مقصریم الا دزد !!

محمد شریف منصور
۲۹ ثور ۱۳۹۹،

منابع :
۱_ تحلیل یک سند وزارت خارجه امریکا، بخش چهارم ، محترم احمدفواد ارسلا ، افغان جرمن آنلاین .
۲_جایگاه داود خان در تاریخ نوین افغانستان ، کاندیدای اکادمیسن محترم استاد محمد اعظم سیستانی ص ۱۴۹
۳_همان منبع ، ص ۱۵۲
۴_همان منبع ، ص ۱۵۶
۵_افغانستان در قرن بیستم ، محترم ظاهر طنین ، ص ۱۶۲
۶_جایگاه داود خان در تاریخ نوین افغانستان ، جناب استاد سیستانی ، ص ۸۳
۷_قدرت پول افغانی در عصر جمهوری شهید داود خان ، قبل و بعد آن ، به قلم محترم نجیب داوری ، پورتال افغان جرمن آنلاین
۸_انکشاف اقتصادی افغانستان در دورۀ شهید داودخان
به روایت عزیزفروغ، وزیر سابق پلان افغانستان ، به قلم بانو نصیبه اکرم حیدری ، پورتال وزین افغان جرمن
۹_افغانستان در قرن بیستم ، ظاهرطنین ، ص ۱۶۴
۱۰_همان منبع ، ۱۴۹
۱۱_همان منبع ، ۱۴۷
۱۲_جایگاه داود خان در تاریخ نوین افغانستان ، جناب استاد سیستانی ، ص ۱۵۶
۱۳_همان منبع ، ص ۸۱
۱۴_افغانستان در قرن بیستم ، ظاهر طنین ، ص ۱۵۸
۱۵_همان منبع ، ص ۱۷۸_۱۷۹
۱۶_همان منبع ، ص ۱۳۴
۱۷_اردو و سیاست در سه دهه اخیر افغانستان ، محترم ستر جنرال محمد نبی عظیمی ، ص ۱۰۸
۱۸_همان منبع ، ص ۱۰۹
۱۹_افغانستان در قرن بیستم ، ظاهر طنین ، ص ۱۶۰
۲۰_همان منبع ، ص ۱۷۱_۱۷۲
۲۱_همان منبع ،ص ۱۱۳_۱۱۴
۲۲_همان منبع ، ص ۹۸
۲۳_انکشاف اقتصادی افغانستان در دورۀ شهید داودخان
به روایت عزیزفروغ، وزیر سابق پلان افغانستان ، به قلم بانو نصیبه اکرم حیدری ، پورتال وزین افغان جرمن


Comments
Loading...