ساختار بومی گونه و غیر موثر انتخابات در افغانستان

0 11

فهیم کوهدامنی-

متاسفانه یکی از ضعف های دهه های گذشته مان نداشتن رهبران توانا و کارا بوده است، رهبرانی که از طریق انتخابات و به اصطلاح به رای مردم به کرسی رسیده باشند. ما از این نقطه سخت ضربه خورده ایم. رهبران ضعیف و بدون داشتن ثبات فکری در مسایل بزرگ سیاسی میدان را میبازند و آنجاست که مردم هم دم خوشی ازعملکرد آنها نمی بینند. در افغانستان انتخاباتی که اسم رای مردمی را بالایش گذاشته اند، در اصل به یک درد سر و معضل برای ملت تبدیل شده است. انتخاباتی که میبایست سمبول زنده ی دموکراسی در کشور ها باشد، در کشور ما  به رسم و رنگ های سنتی و قومی تغییر شکل داده و دگر کسی به انتخاباتی که یکی از ویژگی های نظام های دموکراتیک است باور ندارد. انتخابات اخیر ولسی جرگه شهکاری از ضعف های کمیسیون انتخابات به اصطلاح مستقل در افغانستان بوده است.

وقتی دغدغه انتخابات بلند میشود، تعداد زیادی از مردم (سرمایه داران ولایتی، بزرگان قومی، قلدر های منطقه ی، جوانانی که خود را مدافع حقوق مردم میدانند، سیاسیون شناخته شده، مجریان تلویزیون و خلاصه هر آنکس که بوی قدرت به مشامش رسیده باشد) که تعداد زیاد آنها بدون درک و حتی شناخت کلمه ی پارلمان در آرزوی راه یافتن به این متجمع میشوند. این افراد با وجود اینکه میتوانند در شغل های که مصروف آنند موفق تر ظاهر شوند. میاییند و در آرزوی رسیدن به این مجتمع میافتند. اینکه چرا این افراد در صدد چنین آرزوی میافتند، نیاز به پژوهش و تحقیق بیشتر دارد ولی آنچه نمایان هست، جنبه های دست یافتن به قدرت این هدف مهم تر تبلور میکند. آنچه توجه اکثریت افکار را در افغانستان به خود جلب کرده است، دست یافتن به قدرت است، که میتواند به قدرت سیاسی و اقتصادی دسته بندی شود. آنچه به عنوان باور در اذهان  ته نشین شده است، دست یافتن به قدرت تنها وسیله ی مورد احترام اجتماعی پنداشته میشود. نامزد وکلا با جود موثر بودن در فعالیت های که مشغول آن اند، رو به نامزد شدن در انتخابات می نهند. داشتن قدرت و شهرت، تنها عوامل این تصمیم میباشند.

گفتگو های میان قومی آغاز میشود، هر آنکس که پولدار تر از دیگران باشد، برنده گفتمان های میان قومی میشود.  نامزدان در فکر گرد آوری تذکره ها شده و آماده ی ثبت نام میشوند. اینکه این تذکره ها از کجا و از چی طریقی میاییند، اعتبار دارند یا نه،  نه به کمیسیون انتخابات فرقی میکند و نه هم به نامزدان. تذکره ها قیمت گذاری شده و نظر به نرخ روز در بازار دست به دست میشوند. نامزد وکلای احتمالی نماینده های شان را در بازار های گرم فروش تذکره ها میفرستند و نماینده ها هم با هوشیاری و چانه زدن ها کوشش به بدست آوردن بیشترین تذکره ها با پول اندک را میکنند. وکلای هم هستند که اصلا قیمت ها در بازار برای شان مهم نبوده و بدون چانه زنی، هر قیمتی که از دهان فروشنده بیرون شود را میپردازند. خیلی ها کم اتفاق میافتد که نامزدی از پارلمان توانایی جمع کردن تذکره های درخواست شده را به شکل قانونی و دموکراتیکش داشته باشد. بعد از ثبت نام، نامزد وکلا در صدد گردهم آوری آرای پراگنده افتیده و کمپاین ها شروع میشوند. زبان ها به حرف گفتن میاییند، شخصیت ها صمیمیتر و نرم تر میشوند، دست ها به سینه ها قرار میگیرند ویکباره خدمت به مردم به شعار اصلی عقب تربیون ها تبدیل میشود.  ظهر ها هم پلو رایگان در اختیار مردم عام قرار میگیرد. پول حرف اول را میزند و در پهلویش داشتن قوای نظامی و امنیتی (قانونی و غیر قانونی بودنش فرقی نمیکند)، شناخت و داشتن روابط با مسولان حکومتی نیز از اجزای اند که راه وکلا را برای رسیدن به هدف شان هموارتر میسازد.

مردم هم با درس گرفتن از تجربیات قبلی انتخابات باهوش تر شده اند و رای خود را به مفت به صندوق وکیلی نمیریزند. یا پول نقد راضی شان میکند، یا وعده ی داشتن وظیفه ی در آینده دریافت میکنند و یا هم فریب رهبری که مدت هاست باورمندش هستند را میخورند و رای را به صندوق نامزد مورد تایید رهبر میریزند. دگر مردم هم باور کرده اند که رای شان اصلا تاثیری بر برنده و یا بازنده شدن وکیلی ندارد، در عوض با فروختن رای حد اقل تامین نفقه فامیل میکنند. تقلب دیگر قانون میشود و در میان مردم هم به عنوان تنها رسم موجود اجتماعی مورد اعتبار و احترام قرار میگیرد. هر رای که در صندوق وکیلی ریخته میشود، معامله ی قبلا در مورد آن صورت گرفته است.

نامزد وکلا هوشیار تر از مردم ظاهر شده اند، تا جایی که دگر داشتن رای مستقیم از مردم اصلا تاثیری در راه یافتن یک نامزد به پارلمان ندارد. جالب هم هست، تذکره ها به دونوع جمع آوری و ساخته میشوند. اولا تذکره های اصلی مردم در محلات مختلف توسط نمایندگان شان جمع آوری شده و توسط آنها با نامزد وکیلی وارد مذاکره میشوند. پول و جایگاه سیاسی از اولویت های این مذاکره به حساب میاید. طریقه دوم و مهم تر هم اینکه تعداد اکثری از تذکره ها با دست های نمایندگان وکلا ساخته میشوند که اکثریت رای یک نامزد وکیل را تشکیل میدهند. با در جریان بودن کمیسیون های انتخاباتی، این تذکره ها در خانه ها، دکاکین و داخل موتر ها استیکر زده میشوند. به هر اندازه ی که قدرت نظامی یک نامزد وکیل بالاتر باشد، به همان اندازه استیکر بیشتری نصیبش میشود. این تذکره ها در افغانستان که تعداد شان به میلیون ها میرسند، با نام های مستعار و عکس های از دختران و پسران هالیود و بالیود، ثبت دفتر راجستریشن کمیسیون مستقل انتخابات میشوند. استیکر ها نیز با همان نام های مستعار ثبت گردیده و انتظار روز انتخابات را میکشند. ثبت تذکره ها و استیکر های پروسه طاقت فرسا بوده و زمان گیر نیز میباشد. از اینجاست که  دگر رای مستقیم مردم اهمیتی ندارد، نامزد وکیلی که بیشترین استیکر ها را از نمایندگان کمیسیون بدست آورده است، برنده بدون قید و شرط انتخابات میشود.

روز انتخابات فرا میرسد، موها در بدن تیم های اتنخاباتی میایستند و کار از صبح وقت شروع میشود. معمولا کارمهم  این روز به صندوق رساندن تذکره های که قبلا ساخته اند میباشد. برای اینکه تذکره های استکیر خورده و دست ساخته خود شان را وارد صندوق های رای کنند،  تیم های مختلفی را به گروه های 10 تا 20 نفری تقسیم میکنند. این گروه ها وظیفه دارند تا به صورت دوره ی و از چهار الی پنج بار رای دهند. از دیگر کار های مهم این روز فرستادن اعضای خانواده برای رای دهی، تنظیم ناظران و جمع آوری آرا در اخیر روز میباشند.

بعد از روز انتخابات نوبت خودنمایی های اعضای کمیسیون فرا میرسد و آنها هستند که به بت های نامزد وکلا مبدل میشوند. دیگر مهم نیست که نامزد وکیلی در ولایتش رای داشته است یا خیر، مهم بدست آوردن دل یکی و یا چند تن از اعضای بلند پایه کمیسیون انتخابات در بدل رقم مشخصی میباشد. بازار های داد و ستدد انتخاباتی رنگ تازه ی به خود میگیرند و سرای شاهزاده به بازار مزایده چوکی های پارلمان مبدل میشود. برای اینکه پول بیشتری در حساب های بانکی اعضای کمیسیون انتخابات واریز شود، انتخابات به زمان مدت طولانی ی به تعویق میافتد و ضعف های مدیریتی اشکارا نمایان میشوند. پرونده انتخابات نیز با سرو صدا های از جناح های مختلفی بسته میشود و پرونده های جدیدی باز میشوند. اعضای کمیسیون رد صلاحیت میشوند و افراد جدیدی با تعهد های بی طرفی جایگزین آنها میشوند.

انتخابات ولسی جرگه را که پشت سرگذاشتیم، شاهد ضعف های بزرگ مدیریتی در تمام سطوح بودیم.  با این حال مطرح کردن پرسشی چون با این همه اختلاف در درون کمیسیون و با این همه ضعف، چگونه انتخابات پیشرو ریاست جمهوری مدیریت خواهد شد؟ منطقی به نظر میرسد. مردم هم باور های شان را از دموتراتیک بودن انتخابات از دست داده اند، و رو به شیوه های تذکر شده در بالا آورده اند که ایجاد دوباره این اعتماد زمان گیر و وابسته به انتخابات آینده ریاست جمهوری میباشد. این نبشته پیشنهادی را برای احیای دوباره اعتبار کمیسیون انتخابات مطرح میکند.  اعضای جدید تقرر انتخابات وجدان های انسانی را شاهد دانسته، به وابستگی های اقتصادی و سیاسی نه بگویند و با حسن نیت وطن دوستی، با صداقت کامل به کار شان ادامه دهند.

من ارزومندم که افغانستان روزی نه روزی بلاخره انتخابات واقعی خودش را تجربه خواهد کرد. ولی برای تحقق این آرمان صبر بیشتری درکار است.

Comments
Loading...