خشونت با افغانان رفاقت با بیگانگان

عارف نظری

0 43

طالبان اساس جنگ خود را اسلامی می دانند و با این تئوری که افغانستان از سوی آمریکا اشغال شده است جنگ را در افغانستان ادامه و تشدید بخشیده اند. این سناریو حدوداً دو دهه می شود که با عین تئوری تفکری ادامه دارد. نتیجه چنین تفکر طالبانی ادامه جنگ ، خشونت، قتل افراد ملکی و نابودی تاسیسات دولتی و تحقق سیاست های خارجی کشور های بیرونی بخصوص کشور پاکستان بوده است. اما سوال اصلی اینجاست که آیا طالبان واقعاً داعیه دار تیوری جهاد اسلامی در کشور اند و یا این که سربازان نیابتی پاکستان، رفقای استراتیژیک جدید ایالات متحده آمریکا و مهره های روسیه ، ایران، چین ، عربستان سعودی و قطر؟ در این نوشتار تلاش میشود تا به سوال فوق پاسخ ارایه گردد.

در مورد این که طالبان اساس تفکر خود را اسلامی  می دانند هیچ شکی وجود ندارد اما این که چقدر این گروه مطابق به فکر خود اسلام گونه عمل کرده است تردید بی شمار وجود دارد. بدین معنی که طالبان خود را مجاهد و داعیه دار جهاد علیه ایالات متحده آمریکا میخوانند اما در واقعیت جهاد که این گروه انجام میدهند برآیند سیاست تدوین شده کشور های خارجی است که این گروه در محور آن فعالیت می کنند. واضح تر بیان کرده باشم طالبان هم اکنون به شکل بی سابقه ای جنگ را علیه نیرو های امنیتی افغان شدت بخشیده اند و این جنگ را جهاد می خوانند در حالی که جهاد در مقابل مسلمانان حرام و آنهایی که به چنین اعمال دست می زنند باغی یاد میشوند و مستحق مجازات اند. اما این گروه جنگ خود را علیه نیرو های امنیتی مسلمان دولت افغانستان کماکان ادامه داده اند در حالی که اساس جنگ خود را جنگ با خارجی ها میدانند ولی در حال حاضر با این خارجی ها تعهد رفاقت بسته اند تا این گروه را به پشت دروازه های بهشت رهنمایی کنند.

بناءً با توجه به ادامه خشونت ها از سوی این گروه و عدم کاهش این خشونت ها آن هم با وجود اسرار دولت افغانستان و متحدان بین الملل آن به منظور رسیده به صلح پایدار در کشور دیده میشود که این گروه هیچ گونه تعهد به ارزش های اسلامی و جهانی نداشته بلکه از این ارزش های به عنوان ابزار های دستیابی به اهداف بیگانه گان در سرزمین خود استفاده برده اند که ادامه جنگ با نیرو های امنیتی و آغاز رفاقت استراتیژیک با ایالات متحده آمریکا دشمن سرسخت این گروه و مهره قرار گرفتن برای سیاست های خارجی کشور های خارجی چون روسیه ، ایران ، چین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر نمونه آن است در حالی که در داعیه داران جهاد هرگز داخل معامله با کفار نمی شوند و هرگز سرزمین خود را مرکز لابراتوار های سیاست خارجی کشور های بیرونی قرار نمی دهند اما برعکس طالبان در چنین کار دست بالای داشته اند و هر عمل خود را با وجود که نادرستی عمل شان برخلاف دین مقدس اسلام و ارزش های افغانی بوده است آنرا دینی توجیه کرده اند. اما اکنون دیده میشود که این گروه از گذشته تا کنون مهره های خوب کشور های منطقه بوده و اکنون در کنار این که برای بعضی کشور های منطقه فعالیت های خوب میکنند برای ایالات متحده آمریکا نیز کار را آغاز کرده اند چنانچه این ادعا را دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا چند قبل با بیان این که طالبان برای یک مدت طولانی از سوی امریکا اجاره شده اند تا برای منافع آمریکا بجنگند تقویت بخشیده است. طالبان نیز همان گونه که گفتیم در کنار جنگیدن به منافع آمریکا جنگیدن به منافع پاکستان را  در اولویت خود قرار داده اند برای این کار نه تنها که خود داخل اقدام میشوند که از گروه های تروریستی متحد به خود را نیز برای دستیابی پاکستان به اهدافش استفاده میکنند تا نه تنها که منافع پاکستان را در داخل افغانستان جامه عمل بپوشانند که با استفاده از خشونت منافع تاریخی این کشور را در رابطه به مسایل منطقه ای نیز داخل افغانستان تحقق ببخشند. بطور مثال گزارش ها می رساند که گروه طالبان با توظیف تعدادی از افراد مربوط به شبکه حقانی در بدل پول تلاش دارند تا تعداد از دیپلوماتان سفارت کشور هندوستان مقیم کابل را شناسایی و به قتل برسانند. که این عمل خود نشان میدهد که این گروه از شبکه جاسوسی پاکستان فرمانبرداری میکنند تا بدین وسیله پاکستان را در منازعات تاریخی اش با هندوستان فایق آورند.

این مورد فقط نمونه از بازی کردن بطور نیابتی از سوی این گروه به پاکستان میباشد .این گروه همینطور برای تمامی کشور های که در فوق ذکر آن به عمل آمد به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بازی های منافع را به راه انداخته است و تحقق این بازی ها را میخواهند با خشونت بیشتر تحمیل کنند و آن را جهاد نام بگذارند اما واقعیت امر همان است که گفته شد طالبان گروه مسلح شورشی اند که برای منافع دیگران می جنگند و این کار را در مقابل پول انجام میدهند واز آنجا اعمال خود را دینی توجیه میکنند تا بقای خود را تضمین کرده باشند.

Comments
Loading...