از انقلاب چرا نفرت دارم! طالب چرا  خطاء است؟ 

0 19

د. ص. سعیدی –

فرق بین متمدن و وحشي، فرق بین نور مال و غیر نورمال در همین است که متمدن و نورمال در یک نظم و نظام زندګی کردن بخواهد و ګذشته را در همان موارد نفیه کند که خلاف اصول و اعتقادات اش باشد و برای جدید آن روش و قاعدهء روشن و مشروع در دست داشته باشد. اما بدون وجود قاعدهء مشروع نو، سابقه را یکسره نفیه کردن اصاً خطای مطلق و روش انقلابی نظام برانداز و مردود است.

دین مبین اسلام خود را ادامه دهندهء ادیان ابراهیمی ګذشته و نظام نظم میداند و در موارد ګذشته را نفیه کرد که برای آن قواعد جدید ساخته و تنظيم کرده باشد.

تدریج در  تشریع ( التدريح فی التشریع) یک اصل مهم شریعت و فقه اسلامی است و انسان متمدن به نفيه  کامل ګذشته به بې نظمي و بی بندو باری  میرودو دین اسلام به صورت قطع مخالف آن است.

انګلستان که از جامعهء اروپا در حال بیرون شدن است،  اعلام داشته که تمام قوانین به حال خود و  نافذ است به استثای حالاتیکه برای آن  قواعد و مقررات جدید وضع و تدوین کرده باشد همهء ګذشته را نفیه نمی داند!

عصر قوانین نا نوشته با عصر امروز بخاطر غیر قابل قبول و مردود است که در عصر قوانین نا نوشته قضا، و قانون فرصت سوء استفاده قرار گرفتن حد اعظم بود و  میګرفت لذا انسان متمدن به عصر قوانین مدون پا ګذاشت و امور خویش را تنظيم کرد. به همین علت پارلمان ها در کشور های اسلامی به تدوین قوانین  رفتند .

 

انقلابهایکه سبب توقف قوانین ګذشته شوند و در واقعیت خلای قوانین به بار آورده لذا مشکل ساز بوده، حقوقدان و انسان متمدن به ان سازګار و موافق بوده نمی تواند و یا باید نباشد!

قانون اساسی افغانستان که با وجود تمام خلاء های فرعی آن قانون اسلامی است  و حال در دسترس ماست و وجود دارد ، با نفی کامل آن بدون وجود قانون مشروع جانشین آن روش خطاء، غیر مشروع و غیر متمدن و وحشي بوده و باید خط سرخ غیر قابل قبول ما شود و باشد. اګر حرکت طالب آنرا مانند یک کتلهء از مردم قبول ندارد  میتواند اما مشروع تطبیق این نظر خود را باید از ملت مسلمان افغان حاصل کند و جامعه افغانی نباید این روش حرکت طالب را  که در واقعیت نفیه نظام به صورت انقلابی است قبول کند و اجازه بدهد. بګذار طالب به آنچه باور دارد، باور داشته باشد اما مصالحهء سیاسی تحمیل اعتقادات خویش بر دیګران نیست و به این حرکت و موضع  در حالت تحمیل بر دیګران، خدمت به شر و فساد و خدمت به دشمن پاکستانی و نظام برانداز  و مخالف منافع افغان باید اجازه نداد.

تغیر نظام و قوانین آن به صورت انقلابی و غیر مشروع و نظام براندازی خطوط سرخ غیر قابل عبور اند و این انتخاب طالب  در حالت تحمیل اعتقاد خویش بر دیګران  دیګر غیر از دفاع مسلحانه، برای ملت افغان  انتخاب تیګر نمی ګذارد.

مثلا من کاملاً خواهان انتخابات شفاف و روشن  انتخابات  پارلمانی ام و انتخاب رئيس جمهور و بعدا صدر اعظم را ازطریق  پارلمان بهتر و موجه تر میدانم. آما این تغیر  را با وجود درست بودنش به روش تحمیل غیر قانونی و غیر مشروع مجاز نمیدانم. مجاز نمی دانم که این طرح مفید، منطقی ، کم مصرف و عاقلانه از چینل ها و روشهای انقلابی بر جامعهء افغانی تحمیل ګردد.

 من به کم کردن ادارات دولتي  و ازبین بردن حلقات وسطی  اداره از جمله ادارات ولایتی   باورمندم و مستدل ساخته هم میتوانم، اما تحمیل آنرا  به صورت غیر مشروع مجاز نمی  دانم.

برماست با تمام صراحت و قوت در مقابل چنین روش و موضع تحمیل استاد و مانع آن شد. ماستمالی و شف شف کردن درین حالت ګناه نابخشودنی و برنامه نظام براندازی است و نباید به چتنین تحقیر و توهین مجال و فرصت داد.

و من الله التوفیق

Comments
Loading...